. . . در خاطرات كاساكوفسكى مىخوانيم كه در خرداد 1275 « صديق الدوله از هر نانوايى چهارصد نان اخذ و اجازه داده است كه نان را به هر قيمتى كه مىخواهند بفروشند ، در نتيجه نان به قيمت منى 26 شاهى به فروش مىرسيد و تازه در هر منى 5 سير هم كم مىكشيدند ، در صورتى كه نان فراوان است . « 1 » »
چنان كه گفتيم در دورهء قاجاريه مخصوصا در سالهاى بحرانى ، نان و گوشت يكى از مسائل مهم مملكتى و يكى از منابع درآمد زورمندان بود به طوريكه از يكى از راپورتهاى موجود در كتابخانهء حسين ثقفى اعزاز مورخهء ذيعقدهء 1334 برمىآيد ، در يك محفل دوستانه ، عدهاى از آقايان چنين اظهارنظر مىكنند « بايد آقايان ( اهل مجلس ) فكرى بكنند براى نان و گوشت ، نان كه به حمد الله قدرى تنزل كرده ولى در باب گوشت بايد كارى كرد ، كه روزبهروز بالا مىرود . هيچ معلوم نيست كه در باب گوشت در مجلس مذاكره بوده و يا شده باشد . . . يكنفر چوبدار ديروز براى من قسم خورد كه حالا در قصابخانهها بز مادهء لاغر را كه صد درجه بدتر از گوشت سگ است يك من هفتهزار خريد و فروش مىكنند تا چه برسد كه گوشت پروار باشد علاوه بر اين دو سه روز است كه جگر و دل و قلوه و كله را به روى گوشت مىگذارند ، حالا ببين چه روز است اگر گوشت يكمن يك تومان نشد هرچه مىخواهيد بگوئيد . « 2 » »
در دورهء ناصر الدين شاه « از 1277 تا 1288 به طور متوسط هر دو سال يك بار خشكسالى بود ، و به همراهش فقر و گرسنگى و ناخوشى و مرگ مىآورد . سال قحطى 1277 ، به آشوب شهر و اعدام كلانتر پايتخت انجاميد .
. . . در 1280 باز قحطى شده ، در 1283 و 1284 قحط و غلا همهء مملكت را فراگرفت كه خيلى بدتر از خشكسالى اول و دوم بود ، سهمناكترين آنها ، قحط و غلاى 88 - 1287 بود ، كه 18 ماه باران نيامد ، اما « و با » آمد . نوشتهاند در تهران و مضافات نزديك به صد هزار تن مردند ، و كسى به شستوشوى آنان دست نمىگشود . همچنين در ولايات ، از خوردن گوشت گربه و سگ پرهيز نداشتند . وصف بينندگان خارجى از آن سال سياه سخت وحشتناك است .
قحط و غلا ، عوارض اجتماعى و اقتصادى گوناگون داشت ، از همه مهمتر كاهش جمعيت كشور است رالينسون شمار نفوس ايران را در 1267 ده ميليون نفر تخمين زده است . اما نويسندهء ديگرى كه در سال 1284 به ايران آمده ، رقم جمعيت را پنج ميليون ثبت كرده است ، مىنويسد : آن رقم را بر مأخذ تحقيقات شخصى آورده كه ساليان دراز در ايران مىزيسته و به همه نقاط ايران سفر كرده است ( به گمان ما اين شخص بايستى سيندلر باشد . ) حتى يكى از مؤلفان جمعيت كشور را در 1289 چهار ميليون برآورد كرده است ، به طور متوسط جمع نفوس را
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 63 .
( 2 ) . مجلهء يغما ، فروردين سال 41 ، ص 48 .