گوسفندان كشته را به قصابباشى تسليم مىنمايد .
دكاندار هر شب موظف است پس از بستن دكان بدهى خود را بپردازد . و تصفيه حساب چوبدارها با خود قصابباشى است .
تا اوايل آوريل 1896 برابر با 25 / 1 / 1275 از اينقرار بود كه نايب السلطنه به عنوان حكمران شهر ، هرچه دلش مىخواست از قصابها مىگرفت ، در صورتى كه به شاه فقط 25 هزار تومان در سال پرداخت مىكرد .
صدر اعظم مدتها اصرار مىورزيد كه شاه به مباركى جشن پنجاهمين سال سلطنت ماليات نان و گوشت را ملغى نمايد ولى شاه راضى نمىشد ، بالاخره صدر اعظم ، با تهديد رئيس گمرك گيلان پنجاه هزار تومان به گمركات افزود ، و از اين راه شاه را راضى كرد كه از عوارض نان و گوشت صرفنظر كند ؛ ولى نايب السلطنه و مادرش به مخالفت برخاستند زيرا منافع آنها به خطر افتاده بود . . . كاساكوفسكى مىنويسد : « 25 سال قبل گوشت را در تهران چاركى هشت الى نه شاهى و در تابستان پنج و شش شاهى مىفروختهاند . گوسفند همچنان به وسيلهء چوبدارها به تهران حمل مىگرديد ، قصابها گوسفند را از چوبدار خريدارى و در كشتارگاه بيرون دروازهء شاه عبد العظيم ذبح نموده به شهر مىآوردند ، براى گوسفند كشته شده يكقران به نفع خزانهء دولت دريافت و آن را مهر مىنمودند . هركس كه گوسفند زنده به شهر مىبرد در دروازهء شهر يك قران ماليات اخذ مىشد . قصابها رئيسى داشتند كه كشتارگاه را به اجاره مىگرفت . مال الاجارهء سالانه در ابتدا از هفت هزار تومان تجاوز نمىنموده است . تعداد دكانهاى قصابى در تهران مشخص شده بود ، در هريك از محلات به تناسب عدهء سكنه و منازل چند پاچوب قرار داشت ( پاچوب عبارت بود از دو ستون چوبى و يك تيركمان روى آن قرار داشت به اين چوبها ، قلابهاى آهنى كوبيده . گوشت را بدان مىآويختند ، اين پاچوبها ، كمكم به صورت دكان قصابى درآمده بود ) اين پاچوبها به صاحبان مستغلات تعلق داشت و حق داير كردن پاچوب يا دكان قصابى قابل خريد و فروش بود . . . همان اندازه كه نايب السلطنه رشد مىنمود و مخارج زياد مىشد مال الاجارهء قانونى قصابها و اخاذى نايب السلطنه و معاون او و نوكرهايش رو به فزونى مىرفت و از اين ممر تا حدود دويست هزار تومان سوء استفاده مىكردند . . . در نتيجهء گرانى گوشت چندين بار ، نزديك بود كار به اغتشاش بكشد ، شاه مجبور شد به سربازان اجازهء كشتار و فروش گوشت بدهد و براستى هم در ظرف چند روز قيمت گوشت به نصف ، حتى ثلث تنزل نمود ولى دوباره قصابها پيشكش به نايب السلطنه و مادرش دادند ، آنها هم قسمتى از پيشكشها را به شاه دادند و شاه هم كشتار گوسفند را به وسيلهء سربازان قدغن نمود و دوباره نايب السلطنه و نوكرهايش فاتح ، و قصابها هرنوع اجحاف كه
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 486
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٤٨٦