نگويد ) در مقابل من نشست . واقعا بسيار متأسف شدم كه در مقابل اين تشريفات ساكت بمانم . . . حاكم با صداى آهسته دستور داد كه قهوه و پلو و چاى و چورك مورك بياورند - چورك به معنى نان است و مورك اضافهاى بىمعناست كه براى تأكيد در تاتارى به كلمات اضافه مىشد . . . بالاخره مرا ، در يكى از شاهنشينهاى زيبا كه با كمال دقت پردهء سفيد آن را كشيدند جاى دادند . با كمال عجله پرده را عقب زدم تا از منظرهء حوضى كه طبقهء زيرين را خنك مىكرد و منظرهء عمارتى كه آفتاب در هزاران آينه مقرنس كارى شده . . . بازى مىنمود محروم نگردم . . . سپس اشيائى كه براى شستوشو لازم بود : يك تكه صابون بسيار بد ، حنا و رنگ براى خضاب كردن موها و ريش و دست و پاى آوردند . . . شام از زيادى انواع و اقسام پلوها و خورشها و ماهيها ، كبابها يوغورت يا ماست قابل ملاحظه بود ، شربتها مرباها خوشابها ، انارها ، خربزههاى لذيذ فراوان بود از هيچ چيز فروگذار نشده بود ، سينىهاى بزرگ و متعدد از پنجرهها داخل مىشد . . . راستى بدون زحمت ممكن نبود از ميان اين سيل تنعم . . . جاى پائى باز كرد . « 1 » »
در سفرنامهء موريس دوكوتز ( مربوط به سال 1817 ) طرز پذيرايى از مهمانان در ايران چنين بيان شده است : « همين كه هركس به جاى خود قرار گرفت قليان آوردند و جلو هريك ميزى گذاشته شيرينى و شربت بر آن نهادند . پس از افكندن سفره « . . . بدوا نان زيادى كه ايرانيان چورك گويند و هريك سه پا طول دارد روى ميز نهادند كه به جاى حوله هم استعمال مىشد ، بعد نصف يك گوسفند ، يك ران گاو ، دو ظرف كباب با پنج ظرف خورش كه با زعفران رنگين شده با دو قاب برنج جوشيده ، دو خوراك جوجه ، دو ظرف كباب ديگر ، دو غاز كباب شده ، دو ظرف ماهى ، دو كاسه ماست ، يك قدح شربت و چهار بطرى شراب به آن افزودند ، كارد و چنگال و قاشق اصلا وجود نداشت ، بشقابها را بطورى روى يكديگر چيده بودند كه من و دكتر مولر پشت سنگرى از ظروف قرار گرفته و ديگران را نمىديديم ولى من از حس كنجكاوى كه داشتم از فواصل بين ظروف حركات سردار را مشاهده مىكردم ، در تمام اين مدت دست چپش را از دسته خنجر برنداشت . ايرانيان در موقع غذا خوردن فقط دست راست را به كار مىبردند . . . مازاد غذا را به خدمه و فقراى اطراف خانه مىدهند ، در منازل اغنيا ، روزى سه مرتبه غذا تهيه مىشود كه قسمتى از آن را به فقرا تقسيم مىكنند . سپس شيرينى و ميوه آوردند و دور تا دور ميزها چيدند . . . اندكاندك رقاصهايى كه تا حال دم در ورودى ايستاده بودند داخل شدند . . . آلات طرب عبارت از يك تار و يك ويولونى بود كه سه سيم بيشتر نداشت با دو تنبك ، آوازخوانى با ايشان با دهان كج . . . با ساز همراهى مىكرد . . . سازندگان
هامش
( 1 ) . سفرنامهء سولتيكف ، پيشين ، ص 65 به بعد .