راحت نيست بلكه بسيار خستهكننده است و تنها در اثر تمرين طولانى مىتوان بدان خو گرفت ، مانند مردى كه به شكل « » روى پاشنهها دو زانو نشسته . . . نوشابهها را در قدحهاى بزرگى مىريزند ، و كنار آن قاشقهاى چوبى ظريفى قرار مىدهند . . « 1 » »
اكنون نگاهى به غرب مىافكنيم و آداب و رسوم آنان را در قرون جديد مورد مطالعه قرار مىدهيم .
اروپائيان تا قبل از انقلاب صنعتى كمابيش مانند ملل شرق زندگى مىكردند و آداب غذا خوردن آنها با شرقيان اختلاف چندانى نداشت .
انقلاب در طرز غذا خوردن در جهان غرب
« در قرن پانزدهم انقلابى در آداب غذا خوردن ( در ايتاليا ) پديدار شد ، و آن استعمال چنگال به جاى انگشتان بود . توماس كوريات « 2 » كه در حدود سال 1600 در ايتاليا سفر كرده است ، از اين رسم جديد متحير شده بود و دربارهء آن نوشت : « اين رسم در هيچ كشورى به كار نمىرود . . . كارد و چنگال و قاشق ، از « برنج » و گاه از « نقره » بود ، و به همسايگانى كه مجالس ضيافت ترتيب مىدادند امانت داده مىشد . غذا جز در مواقع مهمانى ، ساده و مختصر بود ، اما افراط در غذاهاى متنوّع در ضيافتها ، اجبارى بود ، ادويه : فلفل ، ميخك ، جوز هندى ، دارچين ، هل ، زنجبيل و غيره براى خوشمزه كردن غذا و برانگيختن عطش فراوان به كار مىرفت . . . هر ميزبانى به مهمانان خود شرابهاى متنوّع عرضه مىداشت . تاريخ رواج سير را در ايتاليا مىتوان به سال 1548 نسبت داد . . . « 3 » »
ويل دورانت همچنين مىنويسد : « لوئى چهاردهم تا پايان عمرش به غذا خوردن با انگشتان ادامه داد ، اما در آن زمان چنگال مورد استعمال عمومى قرار گرفته بود . حدود سال 1660 استعمال دستمال سفره رواج يافت و از آن پس ديگر انتظار نمىرفت مهمانان نجيبزاده ، انگشتان خود را با سفرهء روى ميز پاك كنند . به اين ترتيب مىتوان گفت كه با دست غذا خوردن تا قرن هفدهم ميلادى در سراسر جهان معمول بود . از سال 1600 به بعد اشراف با چنگال غذا مىخوردند و از سال 1700 ميلادى به بعد به تدريج ساير طبقات ( در جهان غرب ) از غذا خوردن با دست احتراز كردند . « 4 » »
پس از آنكه لوئى پاستور دانشمند فرانسوى به كشف ميكروب توفيق يافت و جهانيان را از خطر اين موجود خطرناك ذرّهبينى آگاه ساخت ، رعايت نظافت و استفادهء فراوان از قاشق و
هامش
( 1 ) . سفرنامهء دروويل ، پيشين ، ص 90 .
( 2 ) .Thomas Coryat( 3 ) . ويل دورانت : تاريخ تمدن ، « رنسانس » ، ترجمهء ابو طالب صارمى ، بخش سوم ، ج 17 ، ص 130 .
( 4 ) . ويل وارى يل دورانت : تاريخ تمدن ، « آغاز عصر خرد » ، ترجمهء اسماعيل دولتشاهى ، ج 21 ، ص 423 .