ايرانزمين از خوراك و پوشاك كافى برخوردار نبودند ، ظاهرا رودكى در توصيف آنان مىگويد :
بسا كسا كه جوين نان همى نيابد سير * بسا كسا كه بره است و فرخشه بر خوانش
با اين بيان رودكى در 12 قرن پيش به اختلاف عظيم طبقاتى در عصر خود اشاره مىكند .
از دورهء صفويه به بعد در اثر آمد و رفت اروپائيان و تأليف سفرنامهها بيش از پيش از زندگى روزمرهء مردم عادى مطالبى به يادگار مانده است ، كاررى كه در عهد شاه سليمان به ايران آمده است به خوراك طبقات زحمتكش و محروم جامعهء ما اشاره مىكند .
پائين بودن سطح زندگى عمومى در اواخر عهد صفويه
كاررى در سفرنامهء خود مىنويسد : مسافرت در ايران بسيار ارزان است « اولا كرايهء مركب و هزينهء علوفه بسيار ناچيز است ثانيا در ضمن مسافرت به نان و پنير و يا شير ترشيده ( ماست ) قناعت مىشود ، نانهاى ايران خيلى نازك و بىطعم است آن را در مايع ماست ترشيده خيس مىكنند و گاهى يك مشت برنج آبپز نيز بدان مىافزايند . من كه به اين غذاها عادت نداشتم نمىتوانستم به اين مقدار قناعت كنم و مجبور بودم در سر راه به عنوان ذخيره ، مقدارى گوشت بره و تخممرغ و ساير مواد غذايى تهيه كنم . . . « 1 » »
در كتاب وضع ايران در سال 1660 ( 1071 ) نوشتهء رافائل دومانس مبلّغين مذهبى فرقهء كاپوسن اصفهان ، كه به گفته شفر براى اطلاع كولبر وزير لوئى چهاردهم از اوضاع ايران نوشته شده است ، اطلاعات پراكندهاى از سازمان ادارى و وضع اجتماعى ايران در عهد شاه عباس ثانى به دست مىآيد ، وى ضمن بحث پيرامون مشاغل دربارى از سفرهچىباشى « پهنكنندهء سفره » مىنويسد : در اينجا ( يعنى در ايران ) از چيدن ميز و از دستمال و چنگال و كارد و قاشق به راحتى صرفنظر مىشود دستها براى اين داده شده است كه انسان در هر كارى كه نياز باشد حتى هنگام غذا خوردن آنها را به كار برد . . . سفرهچىباشى از راه حلال يا حرام حداكثر 80 تومان عايدى دارد .
يمشجىباشى ناظر ميوههاست ، تحت نظارت اين شخص تمام بارخانهها با هدايايى از جنس ميوهء تازه كه از تمام نقاط قلمرو پادشاهى براى نوبر پادشاه فرستاده مىشود قرار دارد و حداكثر 50 تومان درآمد دارد . « 2 » »
نويسندهء رستم التواريخ شاه سلطان حسين را پادشاهى « كثير الاشتها » و پرشهوت
هامش
( 1 ) . سفرنامهء كاررى ، پيشين ، ص 50 .
( 2 ) . بررسيهاى تاريخى ، شمارهء 3 ، سال نهم ، ص 59 .