خيابان جلو آن ادامه دارد متوقف مىشوند ؛ و ظروف زيادى غذا را طورى دست به دست مىدهند و از مجلس خارج مىكنند ، و يا ظروف جديد را به نحوى جابهجا مىكنند كه هيچكس از جاى خود تكان نمىخورد . سفرهء ما به همين ترتيب پر از غذاهاى رنگين شد و پس از آن نوبت ديگران نيز فرارسيد . . . نوازندگان هم به همين نحو بدون اينكه از جاى خود تكان بخورند به خوردن غذا مشغول بودند . خدمتكاران در وسط سفره دو زانو بر زمين نشسته بودند و به اين ترتيب خدمتكار سفرهء ما درست جلو من قرار داشت ، و قبل از ديگران مرا خدمت مىكرد . . .
خوردنيها همه گرم بود و چيزى سرد در آن وجود نداشت ، از ميوه و امثال آن هم اثرى نبود .
صرف ناهار فقط مدت كمى به طول انجاميد و در اين مدت ، دو بار به ما مشروب دادند ، نحوهء عمل بدين قرار بود كه يك خدمتكار به ترتيب جام طلاى ناب بدون دسته و پايه ولى خيلى سنگين به دست هريك مىداد و از يك تنگ طلا ، در آن شراب مىريخت ، زيرا مرسوم نيست كسى با غذا آب بخورد . . . من كه شراب نمىخوردم مرتبهء اول جام را نگرفتم و ديگران با تعجب تمام از اينكه يك فرنگى مسيحى شراب نمىنوشد جامهاى خود را سركشيدند . در اينجا فرنگيها به شرابنوشى معروف هستند و شرقىها به طور كلى نوشيدن شراب را نيز مانند خوردن گوشت خوك علامت مسيحى بودن مىدانند . . . بالاخره مجبور شدم براى خاطر آنان جامى بنوشم . . .
مقسم غذا بعد از اينكه ملاحظه كرد همه سير شدهاند به جمع كردن ظروف پرداخت و براى شستن دست ، آفتابه و لگن طلا آورد ، آب كاملا گرم بود تا چربى غذا زائل شود و كسانى كه دست خود را مىشستند ، آن را با دستمال خشك مىكردند . بعد از غذا نيز تمام روز ، مجلس به همان نحو ادامه داشت ، و همه با يكديگر مشغول مذاكره بودند ، چون نشستن دائمى خستهكننده بود و پاى ايشان درد مىگرفت ، هر وقت كسى ناراحت مىشد بدون هيچگونه تشريفات و حتى بدون اشاره به مجاورين خود به خارج مىرفت ، و در باغ گردش مىكرد و هر وقت مايل بود مجددا به مجلس بازمىگشت و به جاى خود مىنشست . مستراحى نيز در كنار عمارت ساخته شده بود . . . من كه تازهكار بودم و به اين رسوم آشنايى نداشتتم در تمام مدت از جاى خود برنخاستم و رنج ناشى از چهار زانو نشستن را براى چند ساعت تحمل كردم . در طول مدتى كه ما در مجلس نشسته بوديم نوازندگان مشغول ساز زدن و خواندن بودند ولى اين كار بسيار به آهستگى انجام مىگرفت ، به طورى كه صداى آنان براى ما كه مشغول صحبتهاى مختلف بوديم ناراحتى ايجاد نمىكرد و در تمام مدت ، شراب نيز در گردش بود . . . يكى از عادات خوب ايرانيان اين است كه بر خلاف شماليهاى اروپا ، ديگران را تشويق به خوردن شراب نمىكنند و گرچه جام را مرتبا پيش مهمان مىبرند ولى اگر وى مايل به گرفتن آن
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 473
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٤٧٣