تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
نباشد با دست پس مىزند و اين عمل بىتربيتى محسوب نمىشود . . . « 1 » » كاررى در سفرنامهء خود مىنويسد : « ايرانيان معمولا بسيار مقتصدند ، صبحانهء غالب آنها مركب است از نان و ماست . ماست را فروشندگان دوره‌گرد توى مشكها به فروش مىرسانند . صرف ميوه در سر صبحانه متداول است . غذاى شام و ناهار ايرانيان معمولا برنج است كه آن را « پلو » گويند . ثروتمندان ايران ، غذا را با گوشت بريان مىخورند و در ضمن غذا از انواع ترشيها و مرباها نيز استفاده مىكنند . در منازل اعيان گاهى يك بره يا گوسفند را يكپارچه مىپزند و در ديس پرروغن بزرگى وسط سفره قرار مىدهند . اما فقرا و مردم بىبضاعت غالبا براى خود غذاى حاضرى ، از مغازه‌هاى اغذيه‌فروشى تهيه مىكنند ، زيرا وسايل سوخت و هيزم در اصفهان سخت كمياب و گران است . نانى كه به طرز اروپايى تهيه مىشود ، بسيار مطبوع و خوشمزه است ، اما نان مصرفى معمول اصفهان چندان خوشمزه نيست . براى پختن نان لايهء نازكى از خمير را روى ساجى پهن مىكنند و زير آن را آتش مىافروزند . . . « 2 » » دالساندرى كه او نيز در عهد صفويه به ايران آمده است مىنويسد : « با وجود كميابى آب غله و اقسام خواربار در ايران فراوان است . . . هيچيك از مردم دنيا به قدر ايرانيان نمىخورند و هركس از پير و جوان روزى چهار بار دست به خوردن مىبرد و گوارايى آب ، هضم غذا را آسان مىكند . در شهرها و شهركها تزئينات فراوان به كار نمىرود ، همه روى زمين مىخوابند ، و كسانى كه نام و نشانى دارند تشكى روى فرش مىاندازند و ديگران روى گليم ساده مىخسبند . . . زنان پيراهن ابريشمى در بر و چادر بر سر مىكنند و چهره خويش را مىگشايند و گوهر و مرواريد بر سر مىزنند . . . « 3 » »

مصرف گوشت

راجع به ميزان مصرف گوشت در بين طبقات مختلف در ايران اطلاعات دقيقى در دست نداريم اوروج بيك مىنويسد : در عهد صفويه « گوشتهاى دكانهاى قصابى غالبا گوشت گوساله و گوسفندست . . . گوسفندهاى ايران به قدر يك ربع از گوسفندهاى اسپانيا سنگين‌ترند . در ايران خرگوش ، كبك ، و ديگر اقسام طيور و ماكيان به عدهء بيشمار وجود دارد و مردم به گوشت آن حيوانات بسيار راغبند . . . « 4 » » سانسون كه در عهد شاه سليمان به ايران آمده است ضمن توصيف تشريفات دربارى آن
هامش
( 1 ) . سفرنامهء پيترو ، پيشين ، ص 224 - 219 . ( 2 ) . سفرنامهء كاررى ، پيشين ، ص 145 به بعد . ( 3 ) . سفرنامه‌هاى ونيزبان در ايران ، پيشين ، ص 444 . ( 4 ) . دون ژوان ايرانى ، پيشين ، ص 72 .