خانه ايشان خالى نباشد خانهء من پر نشود تا ايشان نان و پياز نخورند ، من گوشت بره و برنج از كجا بخورم و رنج و محنت با ايشان است و پرخوردن و آسودن از من . . . « 1 » »
در همين كتاب در وصف پذيرايى از بهرام گور ، دختر دهقانى به پدر خود مىگويد :
« اى پدر ، خوان ننهاده را يك عيب است و نهاده را هزار عيب . . . بره را بريان نموده نزد بهرام آورد و كوزهء آب در دست گرفت . . . دختر گفت اى پدر . . . برو آفتابه لگن به نزد او بر تا من نقل حاضر كنم ، مهرجو آفتابه به نزد بهرام حاضر كرد و دختر ميوهها برطبق نهاد و صراحى شراب بياورد و مجلسى آراست نه اندر خور او ليكن به قدر طاقت خويش « 2 » . . »
بهاى ارزاق
« . . . بهاى عادى گندم در حدود خروارى پنجقران و هنگام بروز قحط و غلا تا 25 قران امروز مىرسيده است ؛ و شدت قحط درين حال چنان بود كه برخى از مردم گوشت مردگان را مىخوردند . ارزاق و خوراكيهاى ديگر نيز از گوشت و ميوه و سبزى و امثال آن بسيار ارزان بوده است .
چنان كه فى المثل پنج يا شش مرغ فربه را در اصفهان كه بهاى هر چيز از شهرهاى ديگر ايران گرانتر بود ، به هزار دينار مىخريدهاند و يكى از جهانگردان اروپائى مىنويسد كه هنگام مسافرت در ايران به او و بيست و چهار تن از همراهانش با هزار دينار يا يكريال امروز غذا مىدادهاند و بهاى خوراك اسبان ايشان نيز درين حساب بوده است . . . « 3 » »
« . . . همراهان پيترو دلاواله از زن و مرد 12 تن بودند و تعدادى اسب و شتر نيز در اصطبل داشتند ، براى اين عده و چهارپايان آنها از طرف شاه عباس آذوقه و ما يحتاج زير ، دو بار ، براى مدت يك ماه يا اندكى بيشتر فرستاده مىشد .
آرد 250 من تبريز / تخم مرغ 600 عدد / شكر يك ظرف بزرگ
برنج 150 من تبريز / نخود 15 من / مازدان 10 من
كره 36 من تبريز / نمك 12 من / شمع گچى بزرگ 50 عدد
مرغ 80 عدد / ادويه 3 من / پيهء مخصوص روشنايى 12 من
خروس اخته 19 عدد / كشمش 5 من / گلاب 5 قرابه
پياز 27 من / برگه زردآلو 5 من / عسل 5 من
شراب 20 من / پنير 10 من / نارنج هزار عدد
بره 17 عدد / ماست 20 من / جو يك خروار
هامش
( 1 ) . داستانهاى ايرانى ، پيشين ، ص 37 .
( 2 ) . همان كتاب ص 38 .
( 3 ) . زندگى شاه عباس اول ، پيشين ، ج 4 ، ص 12 تا 23 .