مىكردند . قاشقهاى افشرهخورى از چوبهاى معطر ساخته مىشد ، بسيار بلند بود بطوريكه طول آنها را در حدود يك پا و نيم نوشتهاند .
پس از آنكه قابها و لنگريهاى طعام و قدحهاى شربت و خوراكيهاى ديگر بر سفره چيده مىشد ، توشمالباشى و سفرهچينان زبردست او ، در آنسوى سفرهها بر زانو مىنشستند و با كفگير طلاى بزرگى به تقسيم طعام مىپرداختند و به ظروف پلو كه پيش دست ميهمانان قرار داده شده بود ، از ظرفهاى ديگر خورش و گوشت و كباب بره و مرغ نيمرو و كوكو و امثال آن مىنهادند ، زيرا ميهمانان چنان كه اشاره شد همه بر يكسوى سفره مىنشستند و بدين سبب دستشان به همه خوراكها نمىرسيد .
اگر شاه نيز با ميهمانان خود غذا مىخورد در قسمت بالاى شاهنشين براى او سفرهء گرانبهائى جداگانه مىگستردند و از هرگونه غذا و شربت در ظرفها و قدحهاى مرصع پيش رويش مىگذاشتند و توشمالباشى با خدمتگزاران مخصوص ، دست به سينه آمادهء فرمانبردارى نزديك سفرهء شاهى مىايستادند . ولى شاه عباس در ميهمانيهاى بزرگ غالبا با ميهمانان غذا نمىخورد و بيشتر خود نيز در مجلس مىگشت و براى جاى دادن به ميهمانان و ترتيب و تقسيم طعام به خدمتگزاران دستور مىداد ، گاه نيز به دست خود سفره مىچيد و ظروف غذا را مرتب مىكرد . . . شاه عباس هر وقت كه سفيران بيگانه يا كشيشان عيسوى يا بازرگانان و جهانگردان اروپائى را ميهمان مىكرد ، دستور مىداد تا گوشت خوك نيز ( گرچه در مذهب اسلام خوردنش حرام است ) بر خوردنيها مىافزودند .
در مدتى كه ميهمانان به صرف طعام سرگرم بودند ، نوازندگان همچنان مىنواختند و رقاصان مىرقصيدند ، و غلامبچگانى با صراحىهاى بلور زرين ، در جامهاى طلائى كه كوچك و بىپايه و دسته ، ولى بسيار سنگين بود . به يكايك ميهمانان شراب مىدادند و تا كسى پياله را واژگون بر سفره مىنهاد در جامش شراب مىريختند .
بادهگسارى در مجلس شاه به اشاره و دستور خاص وى آغاز مىشد و چون ساقيان به درون مجلس مىآمدند ، ملاباشى و روحانيان ديگر از ميان ميهمانان برمىخاستند و از مجلس بيرون مىرفتند ، زيرا هركس كه مىماند ناگزير شراب مىنوشيد . صرف طعام در مجلس شاه با خاموشى و ادب آميخته بود زيرا سكوت هنگام خوردن از روزگار قديم در ايران شرط ادب بوده است ، حتى شاه كمتر سخن مىگفت مگر وقتى كه مىخواست به توشمالباشى يا ديگران دستورى دهد ، اما چون نوبت شراب مىرسيد خاموشى شكسته مىشد و شاه با ميهمانان و سران بزرگ كشور به گفتگو مىپرداخت ، و اين بادهنوشى و گفتگو ، گاه ساعتها دوام مىيافت .
همين كه صرف طعام به پايان مىرسيد و ميهمانان همه دست از خوراكها مىكشيدند ،
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 468
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٤٦٨