اختلاف زمينهاست . . . شمارهء مزهها هشت است نخست خوش است و شور و چرب و شيرين و ترش و تلخ و گس و تند و كسان را در آنچه گفتيم اختلاف است . قدما دربارهء خواص آب سخنان گونهگون گفتهاند از جمله اينكه آب خوش ولو گرم باشد ارزش غذايى دارد و اگر از درون يا برون به قدر لزوم به كار برده شود تن را صفا دهد و اگر بيشتر از مقدار لزوم به كار رود ، اعضا را سست و ضعيف كند و آب سرد اعضا را محكم كند و عطش را ببرد و بسيار آن تن را سست كند ؛ و بميراند آب تلخ براى كبد و طحال سودمند افتد و آب گوگردى براى زخمها و قرحههاى كهنه و خارش سودمند است و آب املاحدار براى خارش و جرب سودمند است . آب باران براى درد پشت و عصب سودمند است . آب آهن سستى احشا و اعضاى داخلى را سودمند افتد و آب مس از رطوبت تن و سر جلوگيرى كند و آب گچ معده را تحريك كند و امساك آرد و جمع كند . آب زاج خون را بند آرد و آب دريا براى پيس سودمند افتد ، و گروهى گفتهاند كه اگر كمى از آن را با روغن بادام خورند براى اخلاط فاسد سودمند باشد . . . دربارهء اقسام و اوصاف و منافع و مضرات آبها سخن بسيار است . . . « 1 » »
از جمله كتابهائى كه به مسائل مربوط به تغذيه و خورد و خوراك مردم از جهت منافع عمومى توجه شايان كرده و ضمن توصيف يكايك كسبه و پيشهوران از كسانى كه متصدى فروش مواد غذائى بودهاند به تفصيل سخن گفته است ، كتاب « آئين شهردارى يا معالم القربه . . . » است كه نويسنده آن « ابن اخوه » چون سالها محتسب شهر بوده و از جهاتى كارهاى شهردارى ، شهربانى و دادستانى را انجام مىداده ، كاملا به رموز كار كسبه و تقلبات و تزويرات بعضى از آنان آگاه بوده و سعى كرده است متصديان امور احتساب را در ممالك اسلامى به جريان كارها و مسئوليت خطيرى كه به عهده دارند واقف گرداند .
ابن اخوه در باب دوازدهم كتاب خود از كار علافان و آسيابانان سخن مىگويد . و مىنويسد : احتكار غله ، بر علّافان حرام است و نبايد گندم بد را به خوب و كهنه را به تازه بياميزند زيرا اين كار تدليس به مردم است ، و آسيابان موظف است كه غله را پيش از آرد كردن ، غربال كند تا از خاك و گل و غبار پاك شود .
. . . محتسب بايد هر سه ماه يا كمتر آسيابان را به تعويض غربال وادارد ، چه ممكن است سطح مشبك غربال سست شود همچنين محتسب بايد آرد را بررسى كند ، زيرا گاهى آرد نخود يا باقلا براى افزودن بر سفيدى ، بدان مىآميزند و اين كار خيانت است و هركه چنين خيانتى ورزد محتسب بايد او را بازدارد و تأديبش كند . . . محتسب بايد ترازو و رطل ( واحد وزن ) آسيابان و نيز ترازو و وزنه و پيمانهها را بررسى كند و فرمان دهد كه كيسههاى حمل آرد
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، پيشين ، ص 389 .