تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
معده حلوايى بود حلوا كشد * معدهء صفرايى بود سكبا كشد « 1 »
مولوى هريسه - غذائى كه از گندم نيم كوبيده و گوشت به دست مىآيد . زيره‌با ، آش دوشاب ، بازيره ، سفيدبا ، آش اسفناج با ماست ، ناربا ، آش انار ، پالوده ، از مغز گندم با عسل خالص و روغن پاك شبيه به حلوا - زولوبيا - خميرى كه با روغن زيتون و شيره مخلوط مىشد - گوذآب يا جوذآب آب برنج در زير بريان يا ته‌چين - گوشت بريان - شوربا يعنى تركيبى از روغن سبزى و نمك - ترهاله يا ترحلوا . كشكينه - طعامى از گندم و جو و سرشير و گاهى كمى گوشت . دست افشار - عسلى كه بدون كمك آتش تهيه شده است . سر بريان‌شده گوسفند - شيربرنج - خاگينه - گبرى يا آش گبر - آش كلم - آش رشته يا كشلى تتماج يا آش آرد - ابكامه خورشى از ماست شيرهء تخمه هندوانه ، خمير خشك و سركه . آچار - پياز ترشى و سبزى ترشى . . . « 2 » حليم - يكى از غذاها كه برحسب مواد اوليه‌اش اقسامى دارد : حليم گوشت با گوشت گوسفند چربى دارد و پياز و نخود پخته مىشود ، روى آن روغن داغ كرده و دارچين و شكر مىريزند - حليم بادمجان با گوشت ، لوبياى سفيد بادمجان ، پياز و ادويه طبخ مىشود و ممكن است ساده يا با كشك صرف شود و روى آن نعناع داغ مىريزند . « 3 » » پلو - طعامى است كه از برنج كنند و در آن گوشت و كشمش و خرما و مانند آن با ادويه كنند . آن را اقسام است اگر با يكى از حبوبات مانند عدس و باقلى و لوبيا و ماش پخته شده باشد ، با اضافه آن كلمه عدس‌پلو ، باقلىپلو ، لوبياپلو ، ماش‌پلو ، سبزىپلو ، و آلوبالوپلو و زرشك‌پلو و هويج‌پلو و كلم‌پلو و امثال آن ، و اگر بىگوشت و چيزهاى ديگر باشد آن را چلوپلاو خوانند . « 4 » » ابن بطوطه كه در نيمهء اول قرن هشتم هجرى در ممالك اسلامى به سير و سياحت پرداخته ، ضمن توصيف مدرسهء امام شوشترى مىنويسد : در اين مدرسه « به هركس به اندازهء خوراك چهار تن غذا مىدادند ، خوراك نوعا عبارت بود از برنج با فلفل كه با روغن پخته بودند به اضافهء جوجهء بريان و نان و گوشت و حلوا . « 5 » »
هامش
( 1 ) . تلخيص از لغت‌نامهء دهخدا ، ص 555 . ( 2 ) . شاهنشاهى عضد الدوله ، پيشين ، ص 309 به بعد . ( 3 ) . دايرة المعارف فارسى ، ص 863 . ( 4 ) . لغت‌نامه دهخدا ، پيشين ، ص 426 . ( 5 ) . سفرنامهء ابن بطوطه ، پيشين ، ص 182 .