تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
. . . هر زمان در سبزه‌اى گرديدمى * هر گلى از مرغزارى چيدمى دايه‌ام دوشيد از پستان ميش * در دمم بيگانه كرد از يار خويش مايه‌ام بنهاد مقدارى كه خواست * شير بودم بعد از آنم كرد ماست در ميان مشك بازم مسكه كرد * بر سرم بگذشت چندين گرم و سرد مدتى در جنگ افتادم ببند * تازه مىبودم به بوى گوسفند گاه در كاچى شدم گه در اوماج * ساعتى در كاك روزى در كماج . . . « 1 » »

انواع اغذيه تركيبات و خصوصيات آنها در قرون وسطى

آش - خوراكى است از سوپ غليظتر كه با اقسام سبزيها و حبوبات مىپزند و بيشتر انواع آن گوشت هم دارد ، آش رشته متداولترين آنهاست كه با خمير گندم ، نخود ، لوبيا قرمز ، عدس و اسفناج ، تره و جعفرى مىپزند و اغلب آن را با كشك و گاه با سركه و يا ساده مىخورند . آش پشت پا - آش رشته‌اى است كه براى شگون مسافر ، پس از گذشتن چند روز ( روز بايد طاق باشد ) طبخ مىكنند . آش شله‌قلمكار - گوشت فراوان دارد و آن را به طور نذرى مىپزند و به فقرا و مساكين مىدهند . آش ابودردا - اين آش را جهت بهبود بيمار مىپزند . « 2 » در لغت‌نامه دهخدا ، « آش طعامى رقيق و آشاميدنى » توصيف شده است كه با برنج و سبزى و دانه‌ها و ترشيها و چاشنيها آميخته است .
تا تو در بند قليه و نانى * كى رسى در بهشت رحمانى خوردن اينجا روا نمىدارند * در بهشت آش و سفره كى آرند
ناصر خسرو « در حجره نشسته بوديم و آش كدو مىپختيم - « بخارى » .
نه همچو ديگ سيه‌رو شوم ز بهر شكم * نه دست كفچه كنم از براى كاسهء آش
ابن يمين انواع آش : آش آبغوره ، آش آب‌ليمو ، آش آب نارنج ، آش آلو ، آش آلوچه ، آش سركه ، آش شلغم ، آش كشك ، آش سماق . . .
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 31 . ( 2 ) . دائرة المعارف فارسى ، پيشين ، ص 153 .