. . . هر زمان در سبزهاى گرديدمى * هر گلى از مرغزارى چيدمى
دايهام دوشيد از پستان ميش * در دمم بيگانه كرد از يار خويش
مايهام بنهاد مقدارى كه خواست * شير بودم بعد از آنم كرد ماست
در ميان مشك بازم مسكه كرد * بر سرم بگذشت چندين گرم و سرد
مدتى در جنگ افتادم ببند * تازه مىبودم به بوى گوسفند
گاه در كاچى شدم گه در اوماج * ساعتى در كاك روزى در كماج . . . « 1 » »
انواع اغذيه تركيبات و خصوصيات آنها در قرون وسطى
آش - خوراكى است از سوپ غليظتر كه با اقسام سبزيها و حبوبات مىپزند و بيشتر انواع آن گوشت هم دارد ، آش رشته متداولترين آنهاست كه با خمير گندم ، نخود ، لوبيا قرمز ، عدس و اسفناج ، تره و جعفرى مىپزند و اغلب آن را با كشك و گاه با سركه و يا ساده مىخورند .
آش پشت پا - آش رشتهاى است كه براى شگون مسافر ، پس از گذشتن چند روز ( روز بايد طاق باشد ) طبخ مىكنند .
آش شلهقلمكار - گوشت فراوان دارد و آن را به طور نذرى مىپزند و به فقرا و مساكين مىدهند .
آش ابودردا - اين آش را جهت بهبود بيمار مىپزند . « 2 »
در لغتنامه دهخدا ، « آش طعامى رقيق و آشاميدنى » توصيف شده است كه با برنج و سبزى و دانهها و ترشيها و چاشنيها آميخته است .
تا تو در بند قليه و نانى * كى رسى در بهشت رحمانى
خوردن اينجا روا نمىدارند * در بهشت آش و سفره كى آرند
ناصر خسرو
« در حجره نشسته بوديم و آش كدو مىپختيم - « بخارى » .
نه همچو ديگ سيهرو شوم ز بهر شكم * نه دست كفچه كنم از براى كاسهء آش
ابن يمين
انواع آش : آش آبغوره ، آش آبليمو ، آش آب نارنج ، آش آلو ، آش آلوچه ، آش سركه ، آش شلغم ، آش كشك ، آش سماق . . .
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 31 .
( 2 ) . دائرة المعارف فارسى ، پيشين ، ص 153 .