آزاد ميوه - بادام شكرى .
ارده - حلواى كنجار ، كنجد و خرما و جز آن .
اشكنبه - سيراب و سيرابى اشكنبهپز را گويند .
افشره - شربت قندى كه ليمو و ترنج و مانند اينها بدان افشرند .
امرود - شاه ميوه .
انگبين - عسل و شيره .
اوماج - ( تركى است ) خمير را مالند ، تا دانهدانه شود .
با - به معنى آش است و معرب آن باج و به آخر كلمات افزايند مانند كشك با و زيره با و جز اينها .
بادرنگ - خيار .
باورجى - آشپز .
بخرك - بادام كوهى .
برسوله - داروى بيهوشى .
برگ - انواع رشته .
برنج - مراد از برنج پلاو است .
بريان - گوشتى كه نخست قدرى با آب بجوشانند پس از آن در روغن يا روى آتش سرخ كنند .
بريان مخلّا - بريانى كه با تره و پودنه و ترخان و نان و پياز ترتيب دهند .
بغرا - آش خميرى است كه بغراخان اختراع كرده است .
بگران - ته ديگ و ته ديزى .
بگرانى - نوعى مركباتست .
بورانى - آنچه از بقول پزند و بر روى آن ماست ريزند .
بورك - ظاهرا همان بغراست .
پالوده - نشاسته است كه پخته شده و شيرينى بر آن افزايند .
تابهبريان - گوشتى كه در ميان تاوه پزند و با سركه و سير و بادنجان در تنور گذارند تا كباب شود .
تتماج - نوعى از آش آرد است .
تذرو - قرقاول .
ترك - ترحلوا .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 444
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٤٤٤