تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
آزاد ميوه - بادام شكرى . ارده - حلواى كنجار ، كنجد و خرما و جز آن . اشكنبه - سيراب و سيرابى اشكنبه‌پز را گويند . افشره - شربت قندى كه ليمو و ترنج و مانند اينها بدان افشرند . امرود - شاه ميوه . انگبين - عسل و شيره . اوماج - ( تركى است ) خمير را مالند ، تا دانه‌دانه شود . با - به معنى آش است و معرب آن باج و به آخر كلمات افزايند مانند كشك با و زيره با و جز اينها . بادرنگ - خيار . باورجى - آشپز . بخرك - بادام كوهى . برسوله - داروى بيهوشى . برگ - انواع رشته . برنج - مراد از برنج پلاو است . بريان - گوشتى كه نخست قدرى با آب بجوشانند پس از آن در روغن يا روى آتش سرخ كنند . بريان مخلّا - بريانى كه با تره و پودنه و ترخان و نان و پياز ترتيب دهند . بغرا - آش خميرى است كه بغراخان اختراع كرده است . بگران - ته ديگ و ته ديزى . بگرانى - نوعى مركباتست . بورانى - آنچه از بقول پزند و بر روى آن ماست ريزند . بورك - ظاهرا همان بغراست . پالوده - نشاسته است كه پخته شده و شيرينى بر آن افزايند . تابه‌بريان - گوشتى كه در ميان تاوه پزند و با سركه و سير و بادنجان در تنور گذارند تا كباب شود . تتماج - نوعى از آش آرد است . تذرو - قرقاول . ترك - ترحلوا .