كه در مذاق اهل وفاق بالاتفاق چون عسل شيرينست ، و غزليات خواجه جمال الدين سلمان كه در كام اهل كلام به مثابهء شير و انگبين است ، و با دستگاه طبع خواجوى كرمانى كه زيرهباى بيانش علاج سودازدگان سلسلهء سخنست و باد قايق مقالات عماد فقيه كه نطق شيرين او ادويهايست خوشبوى و اشربهء دلجوى و با طلاقت الفاظ و متانت معانى حافظ كه خمريست بيخمار و شرابيست خوشگوار ، و ديگر شعرا كه هريك شهرهء شهرى و اعجوبهء دهرى بودهاند من چه خيال پزم كه خلايق محظوظ گردند ، در اين انديشه بودم كه بامدادى موافق كه دود اشتهاى صادق از مطبخ معده بالا گرفته بود چنان كه معهود مىباشد ، ناگاه محبوب سيمينبر و مطلوب ماهپيكر ، بادامچشم ، شكرلب ترنج غبغب نار پستان پسته دهان چربزبان شيرينبيان ، ماهىاندام حلواكلام فندق چال ، مشكينخال چنانچه شاعر گويد :
از خندهء شيرين نمكدان دهانش * خون مىرود از دل چو نمكسوده كبابى
از در درآمد و گفت كه به غايت بىاشتهايم و ممتلى شدهام چاره چيست . گفتم چون آنست كه پيش حكيم رفت و گفت عنين شدهام از براى او الفيه و شلفيه ساخت چون او بخواند در حال دختركى بكر ، در كنار كشيد . من نيز از براى تو رسالهء سفرهاى سازم كه چون يك بار بخوانى اشتهايت پيدا شود . . . نام اين سفره كنز الاشتها كردم . . .
گوش و هوش و دل و جان يكنفسى با من دار * تا بدانى كه غرض چيست مرا ، زين اشعار
دلبرى هست مرا لبشكر و پستهدهان * گلرخ و سرو قد و سيمتن و لالهعذار
دوش آمد به برم همچو مريضى ، گفتا * ممتلى گشتهام و چاره بجويم زنهار
اشتهايم نبود هرچه مرا پيش آرند * بيم آنست كزين غصه بگردم بيمار
گفتمش اين مثل اوست كه عنين شده بود * رفت و كرد او مرض خود به حكيمى اظهار
آن حكيم از جهت رغبت شهوت راندن * ساخت الفيه و شلفيه براى آن يار
چند صورت به قلم كرد مصوّر زن و مرد * جمع كرد آن زن و آن مرد به شكل بسيار
مرد عنين چو بديدش بشدش زود نعوظ * در زمان دختر بكرى بكشيد او به كنار
بعد شاعر براى تحريك اشتها به وصف اغذيهء گوناگون مىپردازد و از خوراكيهايى نام مىبرد كه نام و مفهوم بعضى از آنها براى مردم اين دوران روشن نيست ، به همين مناسبت قبل از نقل زبدهاى از اشعار او براى درك آثار شيخ پارهاى از اصطلاحات و لغات مشكل ديوان شيخ اطعمه را براى اطلاع خوانندگان از لغتنامهء ديوان او نقل مىكنيم :
آچار - انواع ترشيها و پروردهها كه براى گشودن اشتها خورند .
آردى روغن - حلواى آرد گندم .
آردينه - آنچه از آرد سازند .