تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠

بارعام شاه اسمعيل در سرچشمهء فين

شهر كاشان چون يكى از بلاد شيعى مذهب ايران بود مورد توجه شاه اسمعيل قرار گرفت و در سال 909 هجرى به سوى اين شهر حركت كرد بنا به حكايت خواند مير « . . . تمامى بازارها و دكاكين به ديباى هفت‌رنگ آرايش يافت . . . خاطر پادشاه از آن آئين و آرايش قرين منتهاى نشاط و انبساط شد ، و سرانجام به جشنى بزرگ اشارت فرمود وكلاى عظام و امرا چنان كه بايد و شايد در فراهم ساختن اسباب جشن اهتمام نمودند . . . در حضور پادشاه بزم عيش و كامرانى انعقاد يافت و جام بادهء ريحانى از كف ساقيان زهره‌جبين دست به دست مىگرديد . رامشگران با نواهاى بهجت‌افزاى خويش نقش غم از خاطره‌ها مىستردند و آواى چنگ و قانون و رباب دماغ افسردگان را نشاطى تازه مىبخشيد .
فروغ باده مجلس را بياراست * زِ مَستان بانگ نوشانوش برخاست
در روزى كه بزرگترين مجلس بزم بود ، پادشاه جوانبخت بر تخت آمده و امرا و سركردگان و فرمانروايان و حكّام بلاد و اشراف و ريش‌سفيدان و بزرگان كشور هر كدام در جاى مناسب خود قرار گرفتند . . . دربانان و يساولان بر آستان بارگاه جهان‌پناه كمر خدمت بر ميان بسته با نظم و ترتيبى كه پيش از آن تاريخ سابقه نداشت صف كشيدند . . . پس از انعقاد بزم و اعلام تشكيل مجلس پرده‌اى كه در برابر تخت پادشاه بود ، بر كنار رفت و طلعت شهريار جهانگير بر تخت سلطنت نمودار شد ، آنگاه بنابر اشارهء شهريارى خوانسالاران وارد مجلس شده به كشيدن سفره‌ها و آوردن و چيدن انواع طعام و خوراكيهاى گوناگون كه عطر آن به دماغها لذتى مىبخشيد پرداختند و به قول حبيب السير :
مهيا گشت خوانهاى مرصّع * به نعمت‌هاى گوناگون ملمّع ز ظرف سيم و زر گرديد هر خوان * سپهرى پر ز ماه و مهر تابان
چون عموم مردم از خوردن طعام فارغ شدند خدمتگزاران بارگاه ، سفره برچيدند و مأمورين خزانه هزاران بقچه شامل انواع لباسها از پوستين‌هاى سنجاب و خز با سنجاقهاى پوست دلك و جامه‌هاى مخمل و اطلس و چكمه‌هاى سقرلاط با سنجاقهاى زربفت و زردوزى به وسط بارگاه آوردند و هريك از اهل مجلس به خلعتى لايق سرافراز شدند . . » بار ديگر در سال 925 ه . شاه اسماعيل به كاشان آمد و به گفتهء ابو بكر تهرانى صاحب تاريخ جهان‌آراء : « هنگام ورود شاه به كاشان از معبرى كه با گستردن پاىاندازهاى نفيس و قماشهاى الوان تزيين يافته بود ، به باغ فين نزول و بر مسند مخصوص جلوس نمودند ، امرا و اركان دولت و حضار را اجازهء جلوس دادند ، ساقيان لاله‌عذار جامهاى زرين و ساغر سيمين را به گردش آورده ، نواى آوازخوانهاى خوش‌آواز و خنياگران در اهتزاز درآمد ، پس از صرف طعام