بسيار لذيذى است كه اين مردم در تابستان مىنوشند . « 1 » »
سپس كلاويخو از پذيرايى ديگرى كه به فرمان تيمور از وى به عمل آمد سخن مىگويد ، و از علاقهء فراوان تاتاران به ميگسارى ياد مىكند : « در روز معهود تيمور يكى از بزرگان ملازم خويش را با كوزهاى از شراب به نزد ما فرستاد ، پيام تيمور اين بود كه پيش از رفتن به مهمانى بايد از آن بنوشيم تا چون به حضور او رسيديم كاملا سرخوش باشيم . تا ديرگاه به ميگسارى پرداختيم . پس از آنكه خوراك آوردند كه همهء آن كباب اسب بود و گوسفند آبپز و آشهاى گوناگون با برنج كه به شيوههاى مختلف پخته بودند .
چون خوراك به پايان رسيد ، يكى از بزرگان درگاه آمد و كاسهاى سيمين ، پر از سكههاى سيم و زر داشت و از آن پول بر ما سفيران و ديگران پاشيد . . . آنگاه تيمور به هريك از ما خلعتى زربفت ارزانى داشت . . . چون ما را مرخص كرد گفت كه فردا نيز بايد براى ناهار به خدمت او برسيم . « 2 » »
جشن ولادت ابراهيم
پس از تسخير گرجستان ، تيمور خونآشام ، به مناسبت تولّد ابراهيم ، جشنى عظيم ترتيب داد و از غنايم فراوانى كه همراه داشت مقدارى بين شركتكنندگان جشن تقسيم كرد .
مراسم جشن در صحراى وسيعى صورت گرفت و در طول دو فرسنگ ، خيمه و سايبان فراوان برافراشتند و زنان و مردان بيشمار در اين مجلس شركت جستند . بايد توجه داشت كه در دورهء حكومت مغولان و تيموريان زنان از حقوق و امتيازات بيشترى برخوردار بودند و غالبا در مجالس جشن و شادمانى شركت مىكردند .
در ظفرنامه جريان اين جشن به طور منظوم بيان شده است :
مرصع يكى تخت زريّن به پاى * نشسته برو شاه كشورگشاى
خواتين فرّخ رخ نازنين * در آن سايهبان جمع چون حور عين
ز سوى يسارش نى و چنگ و عود * ز گردون گذشته صداى سرود
مرصع صراحى و زرينه جام * پر از بادهء لعل سيما مُدام
مى خسروانى و صافى عرق * ز كوثر به صد وجه برده سبق
بسى سرو بالاى زهره جبين * كشان ذيل بغتاق اندر زمين
شاهزادگان نامدار و امرا و نويينان رفيعمقدار . . . از كمال بهجت و شادمانى به عيش و عشرت مشغول گشتند . . . » ( ظفرنامه )
هامش
( 1 ) . سفرنامهء كلاويخو ترجمهء مسعود رجبنيا ، ص 231 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 236 .