تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
نمىزند حتى نان را با ناخن مىشكستيم . « 1 » » در كتاب تاج از لزوم گذاشتن دستمال سفرهء سفيد و پاكيزه براى پاك كردن دست مهمانان سخن به ميان آمده است . . . « 2 » » بيهقى در تاريخ خود ضمن وصف جشن مهرگانى در عهد سلطان مسعود ( سال 427 ه ) از انواع كباب در عهد غزنويان ياد مىكند : « . . خانه را آذين بسته بودند سخت عظيم و فراخ و آنجا تنورى نهاده بودند كه به نردبان فراشان بر آنجا رفتندى و هيزم نهادندى . . . آتش در هيزم زدندى و غلامان خوانسالار بابلسكها ( سيخ كباب ) درآمدند و مرغان گردانيدن گرفتند و خايه و كواژه ( تخم نيم‌برشت ) و آنچه لازمهء روز مهرگان است ، ملوك را از ساخته و برگان روده ( نوعى كباب ) مىكردند و بزرگان دولت به مجلس حاضر آمدند و نديمان نيز نشستند و دست به كار كردند ، و خوردنى على طريق الاستلات ( يعنى غذاى جوانب كاسه را با انگشت پاك كردن و خوردن ) مىخوردند و شراب روان شد به بسيار قدحها و ساتكينها و مطربان زدن گرفتند و روزى بود چنان‌كه پادشاه پيش گيرد . . . « 3 » » بر خلاف مردم ظاهربين ، عرفا و صاحبدلان با اين گونه ولخرجيها و تظاهرات و خودنمائيها بكلّى مخالف بودند چنان كه مولوى از دعوت رنگين معين الدّين پروانه اظهار ملال و ناراحتى نمود :

دعوت معين الدين پروانه از مولوى

در مناقب العارفين آمده : شبى مولانا را دعوت نمود و سروران شريعت و طريقت حاضر بودند ، چون از سماع فارغ شدند خوانى عظيم انداخته به اشارات پروانه در كاسه زرين كيسه پر زر زير برنج نهادند و آن كاسه را پيش مولانا نهاده دم‌به‌دم پروانه به تناول طعام ترغيب مىداد ، مولانا بانگى بر وى زد كه طعام مكروه را در ظرف مكروه نهاده در پيش مردان آوردن از مصلحت دورست ، و لله الحمد كه ما را از اين كاسها و كيسها فراغت كلى بخشيده‌اند ، سماع برخاست و اين غزل فرمود :
به خدا ميل ندارم نه به چرب و نه به شيرين * نه بدان كيسهء پر زر ، نه بدان كاسهء زرين

پذيرايى امير تيمور از سفير اسپانيا

كلاويخو سفير پادشاه اسپانيا در دربار تيمور ، ضمن مطالب بسيار سودمندى كه از
هامش
( 1 ) . جرجى زيدان ، پيشين ، ج 5 ، ص 205 . ( 2 ) . از كتاب تاج ، پيشين ، ص 20 . ( 3 ) . تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 656 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 435 | مرتضى راوندى