تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
« . . . خانه به كوى سمگران داشت . در شارستان بلخ ، سرايى ديدم چون بهشت آراسته و تجملّى عظيم كه مروّتش و همّتش تمام بود و حرمتى داشت . و مرا با خويشتن در صدر بنشاند و خوردنى را خوانى نهادند ، سخت نيكو ، با تكلّف بسيار و نديمانش مىآمدند و مطربان ترانه‌زنان و نان بخورديم و مجلس شراب جاى ديگر آراسته بودند ، آنجا شديم تكلفى ديدم فوق الحدّ و الوصف . دست به كار برديم و نشاط بالا گرفت . . . « 1 » » ابن حوفل در كتاب صورة الارض از مهمان‌نوازى مردم ماوراء النهر و علاقهء فراوان مردم آن سامان به كارهاى عام المنفعه چون راه‌سازى ، پل‌سازى و بناى مهمانخانه و رباط ، به تفصيل سخن مىگويد .

چند ميهمانى مجلّل و باشكوه تاريخى

ابو الفضل عباس ابن حسين شيرازى از رجال دولت آل بويه ، چند بار به وزارت رسيد و در آخر به سال 362 او را مصادره و بند كردند و وى به زندان درگذشت . اين مرد قبل از احراز مقام وزارت براى جلب عنايت معز الدوله « . . . در بغداد دعوتى عظيم كرد و تكلّفات بسيار نمود و معز الدوله را با همه اركان دولت و امرا بخواند و هزارهزار و پانصد درم بر آن دعوت خرج كرد و در ميان سماط چند كوشك از شكر بساخت و در ميان همه ، كوشكى از همه بلندترين كرد و در آن كوشك مطربان و طبّالان نشاند تا در آن سرود مىگفتند و گل و شكوفه بسيار بر روى آب بريختند چنان كه دجله بر روى گل پوشيده شد . » پس از چندى معز الدوله از ميهمانى مجلل او ياد كرد ، ابو الفضل گفت به دولت پادشاه دعوتى عجيب و نيكوتر سازم . در دومين دعوت دويست هزار دينار خرج كرد و انتظار داشت ، در دعوت نخستين به مقام وزارت برگزيده شود . « شخصى كه در دعوت دوم حاضر بود گفت در بعضى مواضع كه جهت بريان ، تنورها ساخته بودند هزار بره ديدم كه بريان كرده بودند ، مجموع را از اين‌جا بايد قياس كرد . . . « 2 » » گويند در عراق بعد از دعوت حسن بن سهل كه جهت مأمون كرد هيچكس دعوتى نيكوتر و بهتر از اين دو دعوت ابو الفضل نكرد . » از اين قبيل مهمانيهاى پرتكلف كمابيش تا قبل از هجوم مغولان رواج داشت . پس از حمله مغول شالودهء زندگى اقتصادى و اجتماعى عموم طبقات درهم ريخت ، نه تنها مردم عادى بلكه طبقات ممتاز نيز از بيم طمع و تجاوز خانها و سران چادرنشين مغول جرأت خودنمايى و اظهار وجود نداشتند . غير از مجالس مهمانى ، آذين بستن و چراغانى شهر و نظارهء هنرنمايى هنرپيشگان در روزهاى جشن ، يكى از سرگرميهاى مردم بود .
هامش
( 1 ) . تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 178 به بعد . ( 2 ) . دهخدا : لغت‌نامه ، ص 727 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 431 | مرتضى راوندى