تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
در خانه خود ، يا موضعى كه بيگانگان نباشند ، و اگر در ميان طعام به آب حاجت افتد به نهيب نخورد ، و آواز از دهن و حلق بيرون نياورد ، و چون خلال كند ، آنچه به زبان از دهان جدا شود ، فروبرد ، و آنچه به خلال بيرون آرد ، به موضعى افكند كه مردم نفرت نگيرند و اگر در ميان جمع بود ، در خلال كردن توقف نمايد . و چون دست شويد ، در پاك كردن انگشتان و اصول ( يعنى بيخ و ريشه ) ناخنان جهد بليغ كند ( بايد توجه داشت كه در آن روزگار همهء مردم ايران بر خلاف مردم چين با دست غذا مىخوردند ) و همچنين در تنقيه ( پاك كردن ) لب و دندان غرغره نكند و آب دهان در طشت نيفكند و چون آب از دهن بريزد بدست بپوشد و در دست شستن سبقت نكند بر ديگران و اگر پيش از طعام دست شويند ، شايد ( يعنى شايسته است ) كه ميزبان سبقت كند بر ديگر حاضران ، در دست شستن . « 1 » » به طورى كه مىبينيم تعاليم خواجه با مبانى اخلاقى روزگار ما سازگارتر و از جهاتى از نظريات غزالى مترقىتر است .

آداب مهمانى به نظر شجاع

نويسندهء انيس الناس فصل سيزدهم از كتاب خود را به راه و رسم و آئين مهمان‌دارى اختصاص داده و حكايات و روايات و قصص فراوان در اين زمينه نوشته است از جمله مىگويد « چون مهمان را به خانه آورى ايشان را استقبال مىنما و اظهار بهجت و خوش‌دلى ميكن و رعايت هركس چنان كه لايق و سزاى اوست به جاى آر .
اگر دوست مهمان بود يا نه دوست * شب و روز تيمار مهمان به تُست
و قبل از اشتغال اكل و بعد از فراغ آن ، طشت و آفتابه حاضر بايد كرد تا اهل مجلس دست و دهان بشويند چه گفته‌اند چيزى خوردن براى دست شستن خوش است و درين صورت رعايت سنّت نموده بايد كه از اشرف اهل مجلس گيرند و از جانب دست راست او . . . اگر وقت ميوه باشد پيش از آوردن سفره ، ميوه‌هاى تر ، پيش مهمان آرند و لحظه‌اى توقف نمايند بعد از آن سفره را بگسترانند . و در سفره پيش مهمان كشيدن طريق مردم ماوراء النهر طريقى نيكوست چه رسم ايشان آنكه الوان غذا و انواع نعمت مرتب سازند و هر لحظه نوعى از آن پيش مهمان آرند چون حظّ خويش از آن نوع برگيرند ظروف و كاسها بردارند و نوعى ديگر آرند و همچنين به دم نوعى از غذا آورند . . . چون مهمان باشى پيش از مردم ، دست به طعام مكن . . . خدمتكاران و غلامان
هامش
( 1 ) . اخلاق ناصرى ، به اهتمام اديب تهرانى ، ص 207 .