جاى ديگر در بيان رعايت احوال غلام و كنيز و خادم و انواع حيوانات مىگويد :
« . . . بايد با حيوانات بر وفق عدالت و انصاف و بدون جور و اعتساف رفتار نمايند و هر كدام از آنها را تا مدتى كه به حسب خلقت بايد كه تعيش بنمايند و نفع برسانند باقى بدارند و از روى اجحاف و زيادهروى با آنها رفتار نكنند . . . و در غير مصرفى كه براى آن خلق شدهاند مصروف ندارند . . . پس بايد كه رعايت احوال آنها به مقتضاى مروت و عدالت و تقوى و ديانت نموده شود . . . و از آنجا كه هر مخلوقى كه عاجز و اسير تو است ، وكالت و ولايت خداوند مر آن را بيشتر و استعمال رحم و مروت در حق آنها لازمتر است . لهذا رعايت نمودن احوال و حقوق حيوانات اقدم و الزم است از رعايت نمودن احوال و حقوق غلامان و كنيزان الخ . . . »
جاى بسى تأسف است كه تاكنون در ايران قوانينى جهت منع از ظلم نسبت به حيوانات تدوين نكردهاند . . . چنان كه در انگليس و آمريكا مجمع حمايت حيوانات را بنام « انسانيت »
Human Association
مىنامند . و حقيقتا لايق اين اسم مىباشد ، زيرا كه آزاركننده حيوان ، آزاركننده انسان مىشود ، كشنده آنان دير يا زود جانى و قاتل انسان خواهد شد ، در اين خصوص مونتينى خوب گفته : « اين يك تفريحى براى مادران است كه بچه خود را ببينند ، گردن پرندهاى را مىكند و سگ يا گربه را در بازى مجروح مىكند ، اينها ، ريشه فساد و بنياد سنگدلى و ظلم و جنايت مىباشد . « بودا » نيز گفته است : « مكشيد و با محبت باشيد . . . »
. . . پير لتى
Pierre Loti
مىنويسد « من از مشاهده تيرهروزى حيوانات بيشتر اندوهگين مىشوم تا براى برادران خودم . زيرا كه آنان بىزبان و ناتوانند . » محبت نسبت به حيوانات در هر زمان از طرف حكما و عقلا و اشخاص بزرگ براى رفاهيت زندگى مادى و پيشرفت عقلى و ذهنى و تكميل اخلاق انسان تأكيد و تصريح شده . . . ايرانيان كه از پيشقدمان اين عقيده به شمار مىآيند بايد هرچه زودتر دست به كار بزنند . . . الاغ در ايران براى زجر كشيدن و جان كندن آفريده مىشود ، در كوچهها به حال رقتآورى با زخمهاى زياد ، پاى چلاق ، شكم گرسنه ، دو برابر قوهء خود از طلوع آفتاب الى موقع خواب صاحبش بايد بار بكشد ، نوازش نديده بجز از شلاق ، و حرفى نشنيده ، به غير از فحش و دشنام . سگ خيابان را محض رضاى خدا مىزنند ، گربه را زنده در چاه مىاندازند ، موش را سر گذرها آتش مىزنند و غيره و غيره . . . اگر كشتن حيوانات براى انسان مفيد است چه لذتى زجر و شكنجه او براى ما خواهد داشت ؟ تا كى اين پردههاى خونين بربريت را بايد كوركورانه نگاه كرد اين است تربيتى كه بر اطفال خود مىآموزند . . . همين شكنجههاى گوناگون منجر به بيشرفى و فساد اخلاق مىشود . . . هومبلد
Humboldt
مىگويد : « درجه تمدن يك ملتى از رفتار آن ملت