سعدى در بوستان مىنويسد كه شبلى عارف معروف گندم خريد در ميان گندم مورى را سرگردان يافت نگران شد و اين موجود خرد و ناچيز را بجاى نخستين بازگردانيد :
نگه كرد مورى در آن غله ديد * كه سرگشته هر گوشهاى مىدويد
ز رحمت برو شب نيارست خفت * به مأواى خود بازش آورد و گفت
مروت نباشد كه اين مور ريش * پراكنده گردانم از جاى خويش
چه خوش گفت فردوسى پاكزاد * كه رحمت بر آن تربت پاك باد
ميازار مورى كه دانهكش است * كه جان دارد و جان شيرين خوش است
صادق هدايت در نوشتههاى پراكندهء خود از حمايت چهارپايان سخن مىگويد و روش بيرحمانهء مردم كوى و برزن را نسبت به حيوانات باركش و پرندگان مورد انتقاد شديد قرار مىدهد : « بطورى كه شيخ محمد فانى در كتاب دبستان المذاهب مىنويسد انوشيروان نخستين شهريارى است كه به حمايت چهارپايان برخاسته و بنفع آنان مقرراتى وضع كرده است : « . . . حيواناتى مثل گاو ، خر ، اسب را كه در جوانى كار فرمودندى ، چون پير شدى صاحبان ايشان به آسودگى آنها را نگاهداشتندى ، و مقرر است كه هر حيوانى را چه مايه بار كنند هركه از آن حد گذرانيدى او را تأديب فرمودندى . . . »
صاحبنظران و متفكران بعد از اسلام نيز جستهجسته زبان به حمايت حيوانات گشودهاند از جمله فردوسى طوسى مردم را از آزار مورى برحذر مىدارد .
حمايت از حيوانات
شيخ نجم الدين رازى يكى از بزرگان صوفيه در كتاب مرصاد العباد نوشته :
« بر چارپايان ظلم نكنند و بار گران ننهند و كار بسيار نفرمايند و بسيار نزنند . هرچه بر ايشان رود كه زيادت از توسع ايشان باشد ، حق تعالى فردا بازخواست كند و انصاف ستاند و انتقام بكشد . »
خواجه نصير الدين طوسى در اخلاق ناصرى مىنويسد :
« بدترين خلق خدا كسى بود كه اول بر خود جور كند و بعد از آن بر باقى مردمان و اصناف حيوانات . »
سيد جعفر كشفى از نويسندگان متأخرين صاحب تحفة الملوك اينطور نوشته :
« . . . زياد بر طاقت ، حيوان بار نكنند . . . و در وقت رم كردن و نفرت نمودن ، آن را نزنند بلكه تشخيص نمايند كه سبب آنچه بوده است و آن را دشنام و فحش نگويند و در وقت رسيدن به منزل آب و علف و ساير امور و حوايج آن را متوجه شوند و مهيا كنند . . . »