نبايد ميزبان را منتظر گذارد و نيز در رفتن به منزل ميزبان تعجيل نكند ؛ و بر جايى نشيند كه ميزبان اشاره كند و راه تواضع گيرد . و چون اكثريت مهمانان حاضر شوند بر ميزبان است كه در آوردن طعام تعلل نورزد مگر اينكه غايب درويش و شكستهدل باشد .
حاتم اصم گويد : « شتاب از شيطان است مگر در پنج چيز : طعام مهمان و تجهيز مردگان ، و نكاح دختران ، و گزاردن وام ، و توبه از گناهان و در وليمه تعجيل سنت است .
ديگر آنكه در ميهمانيها نخست ميوه و تره و سبزى حاضر كند و بايد از طعامها خوشتر پيش دارند ، طعام اندك ننهند كه بىمروّتى باشد ، و بسيار نيز ننهند كه تكبّر باشد . . . بايد كه نخست نصيب عيال نهند تا چشم ايشان بر خوان نباشد . . . بايد كه ميزبان سخن خوش گويد و گشادهرو باشد و ميزبان اگر تقصيرى بيند درگذارد و فروپوشد به نيكوخويى كه حسن خلق از بسيارى قربات فاضلتر است . « 1 »
مهمانان ناخوانده
ناگفته نماند كه از ديرباز در اجتماعات و مهمانيهاى شرقى عدهاى انگلوار و بدون توجه به امكانات ميزبان و وضع و موقعيت خودشان ، همين كه درى را باز و سفرهاى گسترده مىديدند ، بدون دعوت قبلى بر خوان مىنشستند و مزاحم ميزبان و مهمانان مىشدند .
پيشواى اسلام پس از اعلام رسالت مىديد ، كه عدهاى از مؤمنين يا به علت جهل و بيخبرى يا به حكم بىادبى و خودخواهى همه روزه به هنگام غذا به محضر او حاضر ، و بدون رعايت مبانى اخلاقى پس از صرف غذا ساعتها مزاحم مىشوند .
ظاهرا چون تذكرات دوستانهء آن حضرت در روش مفتخواران و انگلها مؤثر نيفتاد در اينباره نيز آيهاى نازل شد كه رعايت آن در روزگار ما نيز ضرورى است :
در سورهء احزاب آيه 53 به آداب حضور در مجالس مهمانى اشاراتى جالب شده است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى طَعامٍ ، غَيْرَ ناظِرِينَ . . .
اى كسانى كه به خدا ايمان آورديد به خانههاى پيغمبر داخل مشويد ، مگر آنكه اذن دهد و بر سفرهء طعامش دعوت كند ، در آنجا هم نبايد زودتر از وقت آمد و به ظروف غذا چشم انتظار گشاييد بلكه موقعى كه دعوت شدهايد ، بياييد و چون غذا تناول كرديد زود از پى كار خود متفرق شويد ، آنجا براى سرگرمى و انس به سخنرانى نپردازيد كه اين كار پيغمبر را آزار مىدهد ، و او به شما از شرم اظهار نمىدارد ولى خدا را از شما بر اظهار حق خجلتى نيست و هرگاه از زنان رسول متاعى مىطلبيد از پس پرده بطلبيد براى آنكه دلهاى شما و دلهاى آنها پاك و
هامش
( 1 ) . كيمياى سعادت ، پيشين ، ص 237 - 232 ( نقل به اختصار ) .