پاكيزه بماند بهتر است . »
چند قرن بعد سعدى زبان به مذمت كسانى كه به نام مهمان ، روزهاى متمادى از خانوادهء ميزبان سلب آسايش مىكنند مىگشايد و مىگويد :
ميهمان گرچه عزيز است ولى همچو نفس * خفه مىسازد اگر آيد و بيرون نرود
عبيد زاكانى نيز در اين معنى با سعدى همداستان است و در رسالهء تعريفات مىنويسد :
المردود : ميهمان بعد از سه روز .
عقيدهء غزالى در مورد مجالس مهمانى
غزالى در كيمياى سعادت كليهء مسائل اجتماعى را از ديدگاه مذهبى مورد بررسى قرار مىدهد . وى « فرش ابريشمين و مجمره و گلابدان سيمين و پردههاى آويخته كه بر آن صورت بود » منكر مىداند ولى مىنويسد اگر صورت بر فرش و بالش باشد اشكالى ندارد . وى به حكم شرع معتقد است « سماع رود و نظارهء زنان در مردان جوان تخم فساد بود . . . همچنين اگر در ميهمانى مردى بود كه جامهء ديبا دارد يا انگشترى زرين ، نشايد آنجا نشستن . . . و اگر در مهمانى مسخرهاى باشد كه مردمان را به فحش و دروغ به خنده آورد نشايد نشستن با او . »
عقيدهء خواجه نصير الدين
خواجه نصير الدين طوسى در اخلاق ناصرى در « آداب طعام خوردن » چنين مىنويسد :
« اول دست و دهن و بينى پاك كند ، آنگاه به كنار خوان حاضر آيد و چون بر مائده ( يعنى سفره ) بنشيند به طعام خوردن مبادرت نكند مگر كه ميزبان بود و دست و جامه آلوده نگرداند و به زياده از سه انگشت نخورد و دهن فراخ نكند و لقمهء بزرگ برنگيرد و زود فرونبرد و بسيار نيز در دهن نگاه ندارد و انگشت نليسد و به الوان طعام نظر نكند و طعام نبويد و نگزيند ، و اگر بهترين طعام اندك بود بر آن ولوع ( يعنى حريص ) ننمايد و آن را بر ديگران ايثار كند و دسومت ( يعنى چربى ) بر انگشت نگذارد و نان و نمك تر نكند و در كسى كه با او مواكله ( يعنى همغذائى ) كند ننگرد و در لقمهء او نظر نكند و از پيش خود خورد و آنچه به دهن برد مانند استخوان و غير آن بر نان و سفره ننهد و اگر در لقمه استخوانى يا موئى بود چنان از دهن بيفكند كه غيرى وقوف نيابد و آنچه از ديگرى متنفر يابد ارتكاب نكند و پيش خود چنان دارد كه اگر كسى خواهد كه بقيهء طعام او تناول كند از آن متنفر نشود و چيزى از دهان و لقمه در كاسه و بر نان نيفكند . و پيش از ديگران به مدتى دست بازنگيرد بل اگر سير شده باشد تعلل نمايد تا ديگران نيز فارغ شوند و اگر آن جماعت دست باز گيرند او نيز باز گيرد و گرچه گرسنه بود مگر