تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
هنگامى كه با كسان خود غذا مىخورد مشاهده كرد « مردى لقمه از كاسه برآورد و موى در او بود مرد نمىديد صاحب گفت اى فلان ، آن موى از لقمه بردار ، آن مرد لقمه از دست نهاد و برخاست و برفتن ايستاد ، صاحب فرمود تا او را بيارند پرسيد كه اى فلان ، چرا نيم‌خورده از خوان ما برخاستى ؟ آن مرد گفت مرا نان آن كس نبايد خورد كه موئى در لقمه من بيند ، صاحب خجل شد . . « 1 » »

آداب شركت در مجالس مهمانى و طرز پذيرائى از مهمان

در باب دوازدهم قابوسنامه از آداب مهمانى كردن و مهمان شدن ، سخن رفته است : « اى پسر ، مردمان بيگانه را هر روز مهمانى مكن هر روز به سزا مهمانى نتوانى داشت . . چون مهمانان در خانهء تو آيند هريكى را پيش‌باز مىرو ، عزّتى مىكن و درخور ايشان تيمار به سزا همى دار . . . اگر وقت ميوه باشد پيش از نان خوردن ميوه‌هاى نو پيش آر تا بخورند و يك ساعت توقف كن آنگه مردم را طعام آر ، و تو منشين تا آنگاه كه مهمانان بگويند بنشين . . . با ايشان نان خور ، اما فروتر از همه بنشين و اگر مهمان نيك بزرگ باشد ، نبايد نشست ، و از مهمان عذر مخواه كه عذر خواستن كار بازاريان باشد و هر ساعت مگو كه نان نيكو بخور و هيچ نمىخورى . . . از چنين گفتارها آن مردم شرم‌زده گردند و چيزى نتوانند خورد . « 1 » » ناگفته نماند كه بيمارى تعارف كردن كه از ديرباز صاحبنظران ايران آن را عملى بىمعنى و ناصواب مىشمردند هنوز با وجود تغيير شرايط اجتماعى و اقتصادى در بين ما ايرانيان معمول است . . . و گاه بعضى از ميزبانان با اصرار ، مهمانان را وادار به پرخورى مىكنند در حالى كه شرط عقل و انصاف اين است كه مهمان را كاملا در انتخاب غذا ، و ميزان خورد و خوراك آزاد بگذاريم .

وظايف ميزبان

اسدى طوسى نيز با عنصر المعالى هم‌عقيده و همداستان است و مىگويد ميزبان بايد از تعارفات بيمزه و پزشكى كردن خوددارى نمايد ، و بجاى آن ، به كيفيّت و كميّت غذا توجه كند :
خورش بايد از ميزبان گونه‌گون * نه گفتن كزين كم خُور و ز آن فزون اگرچه بود ميزبان خوش‌زبان * پزشكى نه خوب آيد از ميزبان
ايرانيان و ديگر ملل خاورميانه از ديرباز به مهمان‌نوازى شهرت داشتند مردمان
هامش
( 1 ) . قابوسنامه ، به اهتمام دكتر غلامحسين يوسفى ، ص 64 .