بسيارى از صوفيان بر اين عقيده بودند كه : « هر آفتى كه پيدا مىشود از سيرى و پرخوردن مىشود و رسول ( ص ) مىگويد عايشه را ، رضى الله عنها : صيّق مجارى الشّيطان بالجوع » يعنى تنگ گردان رهگذر شيطان را به گرسنگى . « 1 »
در تذكرة الاولياء از قول اويس قرنى چنين آمده است « . . . هركه سه چيز دوست دارد دوزخ به دو از رگ گردنش نزديكتر بود : طعام خوش خوردن و لباس نيكو پوشيدن و با توانگران نشستن . « 2 » »
شكم را گرسنه داريد و جگر را تشنه و تن را برهنه داريد تا مگر خداوند تعالى را ببينيد به دل ، اگر تن را از گرسنگى بلا بود ، دل را بدان ضيا بود ( يعنى نور ) و جان را صفا بود . و سرّ را لقا بود و چون سر لقا يابد و جان صفا يابد و دل ضيا يابد چه زيان اگر تن بلا يابد . . . سير خوردگى كار ستوران است و گرسنگى علاج مردان . . . يكى را عالم براى خوردن بايد و يكى را خوردن براى عبادت كردن ، كان المتقدمون يأكلون ليعيشوا و انتم تعيشون لتأكلوا - متقدمان از براى آن خوردندى تا بزيستندى و شما از براى آن مىزييد تا بخوريد . « 3 » »
سعدى به پيروى از اصحاب تصوف گويد :
خوردن براى زيستن و شكر كردنست * تو مُشتبه كه زيستن از بهر خوردنست
سعدى در گلستان تلويحا از لزوم كار و كوشش و تلاش در راه تأمين معاشى ساده سخن مىگويد :
گوش تواند كه همه عمر ، وى * نشنود آواز دف و چنگ و نى
ديده شكيبد ز تماشاى باغ * بىگل و نسرين به سر آرد دماغ
ور نبود بالش آكنده پَر * خواب توان كرد حَجَرْ زير سر
وين شكم خيره سر پيچپيچ * صبر ندارد كه بسازد به هيچ
ناگفته نگذاريم كه اسلام با گوشهگيرى ، رهبانيّت و انزواطلبى سخت مخالف است « لا رهبانية فى الاسلام » استفاده و بهرهمندى از تمام لذايذ زندگى در حد اعتدال در اسلام تأكيد شده و در قرآن آمده است كه :
لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا
بهره و نصيب خود را از زندگى دنيوى فراموش نكنيد .
آداب طعام خوردن درويشان
نسفى صوفى نامدار در كتاب انسان كامل در آداب طعام خوردن مىنويسد : « بايد كه
هامش
( 1 ) . سهروردى ، مجموعهء آثار فارسى شيخ اشراق ، به اهتمام سيد حسين نصر ، ص 316 .
( 2 ) . تذكرة الاولياء ، پيشين ، ص 32 .
( 3 ) . كشف المحجوب ، پيشين ، ص 419 .