تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
قسمت بالاى اتاق جلوس مىكردند . . ، سپس در برابر مهمانان در ظرفهاى سيمين يا چينى يا بلورى بهترين ميوه‌ها را با چاقو قرار مىدادند . پس از خوردن ميوه‌اى چند ، ميوه‌هاى ديگر مىآوردند ، بالاخره موقع خوردن شام فرامىرسيد . قبل از شروع غذا هريك از ميهمانان شكر خدا را به جاى مىآوردند . مدت دو ساعت صرف غذا طول مىكشيد و غذاهاى مطلوب يكى بعد از ديگرى مورد استفاده قرار مىگرفت . با اينكه در ميهمانيهاى دوستانه معمولا بيش از 12 نفر شركت نمىكردند گاه ممكن بود كه شمارهء مدعوين به پنجاه نفر يا بيشتر برسد . در مدتى كه خوردن غذا ادامه داشت ، ميزبان با ميهمانان سخن مىگفت ، و پس از آنكه كليهء مدعوين كاملا سير مىشدند و شكر خدا را به جا مىآوردند و از خوان برمىخاستند ، ميزبان نيز سفره را ترك مىگفت . . . مراد از اين اقدام آن بود كه ميهمانان با خيال راحت به خوردن غذا مشغول باشند . همين كه غذا خوردن پايان مىيافت خدمتگاران با آفتابه لگن ، برابر يكايك ميهمانان بر روى زانو خم مىشدند تا دست و دهان خود را بشويند و با قطيفه خشك كنند . در روزگار قبل از مغول استعمال قاشق و چنگال در سر سفره معمول نبود . از قاشق فقط براى خوردن آش استفاده مىشد و آشپزها از چنگالهاى بزرگ براى سرخ كردن و زيرورو كردن قطعات گوشت و ماهى استفاده مىكردند . پس از پايان شستشوى دست و دهان اختگان يا كنيزان با شيشه‌هاى گلاب در برابر ميهمانان زانو مىزدند و در دست هريك قطره‌اى چند گلاب مىريختند ، و آنان با متانت و تأنّى بسيار به دست و ريش خود گلاب مىزدند . صاحب مجمل التواريخ براى بيان اين‌كه مرداويج بن زيار تا چه پايه در بادى امر « عجم » يعنى كوهى بود ، گويد چون از حمام برآمد قدحى سكنجبين برايش آوردند . او به تصور اينكه گلاب است محتوى كاسه را بر ريش خود زد . در بعضى از كتابهاى اخلاقى به مردم توصيه شده است كه در سر سفره از ليسيدن انگشتان و لگد كردن سفره ، و حرص زدن و از دو طرف ظرف غذا خوردن خوددارى كنند . خلال دندان سنّتى بسيار معمول بود ، و اغلب از الياف برنج براى پاك كردن دندان استفاده مىكردند ، و هركس مقدارى خلال در گريبان داشت . . . جاحظ نويسنده و مورخ معروف ( متوفى در 869 ) به خوانندگان خود توصيه مىكند كه از آدمهاى شكمپرستى كه استخوان مىليسند و سبزيها را به هم مىزنند و ميان كاسه غذا دنبال جگر مرغ مىگردند ، دورى گزينند . پس از پايان شام ميهمانان به مجلس انس كه با چراغهاى بسيار روشن شده بود مىرفتند و در كف مجلس اوراق گل سرخ مىريختند . در اين اتاق روى يكى از ميزها عطرسوزى گذاشته بودند و مدعوين به نوبت براى استشمام به آن نزديك مىشدند . گاه ميزبان نيز ميهمانان خود را به بوييدن عطر دعوت مىكرد .