يا رب خنزير تمششته * او مُسكر آخر زت منه النّصيب
« اى چه بسا گوشت خوك كه با لذت خوردهام - اى چه بسا نوشابه مستكننده كه از آن بهرهمند شدهام . »
در بعضى نقاط جنگلى و كوهستانى مردم احيانا گوشت خوك هم مىخوردهاند . در دورهء مغول باز مدتى مديد خوردن گوشت خوك معمول و مرسوم شد ، يعنى مانند غالب عادات ايشان چون آشاميدن « عرق » و « درسون » يعنى عرق برنج و كتابت به خط ايغورى و استفاده از ميز و صندلى بر عادت « ختائيان » متداول گرديد ، و اين حال باقى بود تا وقتى كه مغول نيز مسلمان شدند و تغيير لباس و كلاه دادند . و رفتهرفته ميز و صندلى و شبقه - كلاه مغولى كه حالا معمول فرنگستان شده و سر برهنه كردن ، در موقع سلام كه اين هم معمول فرنگستان شده ، و نوشتن نامه به خط ايغورى ممنوع و منسوخ شد . فقط عرقخوارگى باقى ماند . بعدها وقتى كه مسلمين طى مسافرتهاى خود در ممالك روم شرقى و كشورهاى بودايى مذهب ، مشاهده كردند كه گوشت خوك را در دكانهاى قصابى مىفروشند بسيار متعجب مىشدند .
در ميان تفريحات و خوشگذرانيهاى مردم در دورهء قرون وسطى ، اعياد و مهمانيها اهميت خاصى دارند ، زيرا تمام محافل اجتماعى اين دوره از اينكه بستگان و دوستان خود را به گرد سفرهاى دعوت و از آنها به بهترين وجهى پذيرايى كنند ، احساس لذت و شادمانى مىكردند .
مهمانيها معمولا روز جمعه كه روز تعطيل هفتگى مردم بود برگزار مىشد . معمولا سفره را هرچه بيشتر رنگين مىكردند ، و آنچه زياد مىآمد شنبه افراد خانواده مىخوردند . وقتى كه رئيس يك خانوادهء مرفه و ثروتمند تصميم مىگرفت كه به دوستان خود شام بدهد ، به هريك از آنها « رقعه » يعنى كاغذ دعوتى مىنوشت . در اين رقعهها تعارفات بسيار ردوبدل مىشد و براى مهمانان دستههايى از گل نرگس و لاله فرستاده مىشد . اين نامهها معمولا با جملههاى تعارفآميز پايان مىيافت . مهمان پس از دريافت نامهء دعوت در مهلت مقرر با ادب و مهربانى بسيار و با عبارتهايى شاعرانه موافقت يا عدم موافقت خود را با حضور در مهمانى اعلام مىكرد .
در هيچ يك از مهمانيهاى مردانه ، كدبانوان و دختران شركت نمىكردند ، ولى گاهى كنيزان زيبا را براى مدت يك شب از صاحبانشان كرايه مىكردند . در قرن دهم به يكى ازين كنيزان كه معمولا در اين قبيل مجالس شركت مىكردند ، دو دينار براى روز و يك دينار براى شب مىپرداختند ، و اين مبلغ نسبت به آن دوره مبلغ قابل توجهى بود . كنيزان مزبور كه به آنها « قيان » يعنى خنياگران مىگفتند ، زيبا و در سازندگى و خوانندگى استاد بودند ( مانند گيشاهاى ژاپن كنونى ) . اين كنيزان زيبا كه در عين حسن و جمال تعليم و تربيت كافى ديده