مسألهء تغذيه در ممالك اسلامى
چون ايران يكى از ممالك اسلامى است ، بىمناسبت نيست اگر مسألهء تغذيه و مواد غذايى را اجمالا در ممالك اسلامى نيز مورد مطالعه قرار دهيم :
گوشت
گوشت از خوراكيهاى اصلى مردم بود ، در ممالك اسلامى خوردن گوشت حيوانى كه طبق اصول مذهبى ذبح نشده باشد حرام است . همچنين خوردن گوشت حيوانى كه به وسيلهء فرد غيرمسلمان ذبح شده منع گرديده است . اين تحريم سنت يهوديان را به ياد مىآورد كه فقط گوشت حيوانى را مىخوردند كه با دست خاخام كشته شده باشد . [ * ]
در دورهء قرون وسطى پيروان مذهبهاى مختلف در شرق ، نظير پارسيان و صابيان و مسيحيان ، هريك از قصاب مخصوص خودشان گوشت خريدارى مىكردند . زيرا در اين مذهبها هنگام ذبح يا خفه كردن حيوان خواندن ادعيه و اوراد معينى توصيه شده بود ، و قصابها از رعايت اين اصول غفلت نمىورزيدند .
حتى در مورد گوشت شكار نيز مىبايستى كه شكار را ذبح كنند و سپس به پوست كندن و خوردن آن بپردازند . در صورتى كه حيوان شكارشده را مرده و بيجان مىيافتند گوشتش را حرام و غيرقابل استفاده مىدانستند .
خوردن گوشت اسب و خر كه سمشان دوشقه نيست از طرف بعضى از ائمهء دين تجويز نشده ، بعضى ديگر خوردن آن را مكروه دانستهاند . عدهاى از علما كه پيرو مكتب ابو حنيفه هستند خوردن گوشت اين حيوانات را بلامانع مىدانند . گوشت خرگوش را بعضى با توجه به وضع پنجههاى اين حيوان مكروه دانستهاند .
تمام علماى اسلام فروش و مصرف گوشت حيوانات نجس ، نظير خزندگان ، حشرات ، و پرندگان شكارى گوشتخوار را تحريم كردهاند .
گوشت خوك در بادى امر ممنوع نبود ، بلكه فقط مكروه بود ، بر اثر تبليغات يهوديان كه مىگفتند ممكن است گوشت اين حيوان موجب بروز مرض جذام و برص گردد ، خوردن آن قدغن شد و مسلمانان نيز از خوردن آن اجتناب ورزيدند . [ * ] معهذا بعضى مردم از گوشت خوك متنفر نبودند . منوچهرى در هجو يكى از حاسدان خود گويد :
باز شروان شو بدانجايى كه دادندت همى * گوشت خوك مرده يك ماهه و نان خشين
يعنى مسلمانان شيروان احيانا مانند روميان ، قلياس و قديدهء خوك را مىخوردهاند . و هم بديع الزمان همدانى ( 923 - 1008 ) در مقالهء قزوينيه از دهان ابو الفتح اسكندرى گويد :