است ، امّا انواع آن و كمترين حد لازم از هريك از انواع نيز اهميت بسيار زياد دارد . فقر غذائى شامل فقر پروتئين و مواد معدنى و چربيها و ويتامينها و جز آنهاست كه متأسفانه روز به روز دامنهاش وسعت بيشتر مىگيرد .
فقر پروتئين حيوانى از انواع ديگر هم بيشتر و هم خطرناكتر است . 17 درصد جمعيت بشر روزانه بيش از سى گرم پروتئين حيوانى مصرف مىكند . 25 درصد از 15 تا 20 گرم و 58 درصد ديگر يا بكلّى از پروتئين محروم است يا توانائى تحصيل مقدار ناچيزى از آن را دارد . « 1 » » در كشورهاى فقير مصرف متوسط سرانه و روزانه پروتئين را به پنج گرم برآورد كردهاند .
طبق برآورد س . خ . ك . ج . مصرف سرانه و روزانهء همه مردم جهان 20 گرم پروتئين حيوانى و 48 گرم پروتئين گياهى است ، كارشناسان تغذيه اين حد متوسط را از حد لازم خيلى كمتر مىدانند « 2 » .
پروتئين عنصر اصلى ساختمان پروتوپلاسماى زنده است ، پس بايد پذيرفت كه پروتئين سازندهء حيات است . نسجهاى بدن پيوسته فرسوده گشته و تغيير وضع مىيابد بطوريكه در هر 90 روز نصف پروتئين بدن انسان تجديد مىشود . « 3 » »
كودكان محروم از پروتئين لازم ، از كودكان ديگر عقبترند كمبود پروتئين در خصال روحى اثر مىگذارد . « 4 »
طبق برآورد سازمان خواربار و كشاورزى جهان خوراك هركس بايد طورى باشد كه روزانه دست كم 2700 كالرى نيرو بدهد . خوراك هركس از 2500 كالرى كمتر نيرو بدهد دچار فقر غذائى است ، 70 درصد مردم جهان دچار اين فقرند . . « 5 » »
آنچه مسلم است گرسنگى يك پديدهء طبيعى و غير قابل اجتناب نيست بلكه گرسنگى و كمغذائى اكثريت مردم محصول رژيم غلط اجتماعى و اقتصادى ، و توزيع ظالمانهء منابع حياتى بين مردم گيتى است .
« در سال 1317 خورشيدى ، درآمد و تغذيهء يك امريكائى 15 برابر يك هندى بود ، اين نسبت سى سال بعد 29 برابر شد » « 6 » . . . اكنون بطور متوسط هر سال 60 ميليون نفر در جهان مىميرند . مرگ 30 تا 40 ميليون نفر از آنان در اثر كمى خوراك و سوء تغذيه است . « 7 » »
سبب گرسنگى در چين ( پيش از انقلاب ) جمعيت فراوان آن نبود ، زيرا جمعيت چين پس
هامش
( 1 ) . كتاب سياه گرسنگى ، ص 16 .
( 2 ) . نقش آبزيان در تأمين پروتئين غذائى ، ص 1 به بعد .
( 3 ) . جغرافياى تغذيه ، ص 66 .
( 4 ) . ژئوپليتيك گرسنگى انسان گرسنه ، ص 71 .
( 5 ) . اقتصاد در حال توسعه و برنامهريزى نيروى انسانى ، ص 94 .
( 6 ) . ملل فقير ، ص 8 .
( 7 ) . مسائل كشورهاى آسيايى و افريقايى ، ص 128 .