تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
چو بينم كه درويش مسكين نخورد * به كام اندرم لقمه زهر است و درد
سعدى در ميان اهل تصوف جماعتى به غلط با فعاليت جسمى و تلاشهاى گوناگون اقتصادى و اجتماعى بشر به مبارزه برخاستند و آدميان را به وادى تنبلى و بيحاصلى رهنمون گرديدند . بو سهل تسترى به روزه‌هاى طولانى روى آورد و معتقد بود « خوردن بايد به اندازه باشد كه شخص را از مرگ نجات دهد ، هرگز شخص نبايد در مقام تقويت كالبد باشد ، اگر شخص از ضعف و گرسنگى نتواند نماز گزارد ، بهتر از آنست كه در حال توانايى به نماز روى آورد . قشيرى از او نقل مىكند كه « تصميم گرفتم هرسه روز يك مرتبه افطار كنم ، بعد هر پنج شب يك مرتبه غذا مىخوردم و سپس آن را به هفت روز امساك رسانيدم و بعد از آن بيست و پنج روز يك مرتبه به خوراك روى مىآوردم . ابو عثمان مغربى مىگفت براى مرد پارسا و صمدانى هر هشتاد روز يك مرتبه غذا كافيست . اسلام با اين كارهاى نيروكش و اساسا با « رهبانيّت » مخالف است . به قول دشتى « . . . اين روش نامعقول و ناهنجار ، اگر به بيخوابىهاى شب ضميمه شود و رياضت بعضى از صوفيان را در نظر آوريم كه از نهادن سر بر بالين پرهيز مىكردند و براى استراحت تكيه بر ديوار را كافى مىدانستند . همچنين اشخاصى را كه در تذكرة الاولياء نام مىبردند كه از نشستن و دراز كردن پا امتناع داشتند تمام اينها وقتى به صدها ركعت نماز اضافه شود و در طول شب به خواندن و تكرار سوره توأم باشد و پيوسته سر خود را تكان دهند تا گيجى عارض شود ، براى آدمى ديگر بنيه‌اى باقى نمىگذارد ، وقتى مزاج ضعيف و فرسوده شد ميدان براى وهم و پندار باز مىشود . « 1 » » « بايزيد بسطامى را پرسيدند كه به چه يافتى معرفت ؟ گفت به شكم گرسنه و تن برهنه و از آنچه مردم خورند به چهل سال نخورد . « 2 » » اين بود شمه‌اى از آراء و نظريات غير علمى و دور از منطق خداوندان عرفان و تصوف . اينك بار ديگر نظرى به عقايد اصحاب عقل و استدلال بيفكنيم ببينيم چه عواملى در سلامت روح و جسم مؤثر است . زندگى رابطه ناگسستنى با خوراك دارد . ( لازمه حيات صرف دايم ماده غذائى است . « 3 » » مقدار خوراك و انواع آن براى هر انسان بسته است به نوع كار و جنس و سن ، و فصل و آب و هوا و ساختمان ويژهء هر انسان و سنن هر جامعه ، اگرچه مقدار كلى هر خوراك مهمّ
هامش
( 1 ) . راهنماى كتاب ، تير و شهريور 54 ، ص 484 . ( 2 ) . ابو نصر خانقاهى : گزيده در اخلاق و تصوف ، باهتمام ايرج افشار ، ص 16 . ( 3 ) . مبانى اقتصادى و مسائل اجتماعى ، ص 24 به بعد .