يار موافق و مهتر مهربان و سخن دوست و خرد تمام . « 1 » »
به نظر غزالى چهار چيز موجب سلامت و تندرستى است :
« يكى طعام به وقت خوردن ، و ديگر اندازهء هر چيز نگاه داشتن ، سه ديگر كار سخت ناكردن چهارم غم بيهوده ناخوردن « 2 » » .
غزالى راجع به كميت و كيفيت طعام و انواع آن مىنويسد : « و اعلاى آن گندم است بيخته ( الككرده ) و كمترين جو نابيخته و مهين نان خورش گوشت و شيرينى است و كمترين سركه و نمك و ميانه مزوّره ( يعنى غذائى كه گوشت نداشته باشد ) به روغن ، و عادت كسانى كه به راه آخرت رفتند آنست كه از نان خورش پرهيز كردند و هرچه در آن شهوت خويش ديدند نفس را مخالفت كردهاند . . « 3 » »
به نظر ناصر خسرو :
از حلق چون گذشت ، شود يكسان * با نان خشك قليهء هارونى
البته اين نظريات با واقعيات علمى و تجربى جديد سازگار نيست و چنان كه در آغاز اين بحث گفتيم غذا بايد كامل و متنوع و داراى انواع ويتامين و مواد پروتئينى باشد ، كسى كه غذاى كافى نخورد نمىتواند كار علمى يا فعاليت عملى و جسمى شايان توجهى انجام دهد .
ريشهء آزمندى
بعضى از صاحبنظران آزمندى و شكمپرستى و پرخورى انسان امروز را يادگارى از زندگى انسانهاى اوليه مىشمارند و مىگويند : « تقريبا همهء نژادهاى انسانى ، روزگارى از صيد و قتل وحوش زندگى مىكردند ، انسان به محض صيد وحوش ، آنها را قطعهقطعه مىكرد ، و بيشتر به حالت خام و تا آنجا كه معده گنجايش داشت مىخورد ، زيرا در آن زمان ، تمدن ، يعنى امنيت اقتصادى وجود نداشت و حرص و ولع براى حفظ نفس ضرورى بود و فضيلت محسوب مىشد . انسانهاى نخستين مانند سگان امروز به افراط غذا مىخوردند زيرا نمىدانستند كه غذاى بعدى ، كى خواهد رسيد ، عدم اطمينان مايهء حرص است و بيرحمى فرزند وحشت . چه بسا بىرحمى و حرص و شدت عمل و حس جنگجوئى گاهوبيگاه ما ، بازماندهء دورهء صيّادى هستند . . . « 4 » » به نظر ويل دورانت :
« عشق و گرسنگى به دنبال هم مىآيند ، مجموع زندگى نيز ، بر مدارى مىچرخد كه كانون بزرگ آن تغذيه و تناسل است ، تغذيه وسيلهاى است براى توليد نسل و توليد نسل وسيلهاى
هامش
( 1 و 2 ) . نصيحة الملوك ، پيشين ، ص 228 .
( 3 ) . كيمياى سعادت ، پيشين ، ص 461 .
( 4 ) . لذات فلسفه ، پيشين ، ص 86 .