تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
است براى تغذيه ، ما مىخوريم تا زنده بمانيم ، و به بلوغ برسيم و با ازدواج هستى خود را تكميل كنيم و با توالد و تناسل از تن رو به زوال خود ، حيات نوى بيرون دهيم ، كه نيروى خود را براى تغذيه و رشد و نمو از سر گيرد ، و شايد پيكر و اندامى نغزتر از پيش بيايد . . . « 1 » » به طور كلّى متفكرين و صاحبنظران عارف‌مشرب ، بخصوص ، ارباب تصوف بيش از ، حد لزوم ، مردم را به كمخورى و امساك شديد در غذا تشويق كرده‌اند و از اين معنى غافل بودند كه اگر غذا ، كافى نباشد و كالرىهاى لازم به بدن انسان نرسد ، نيروى بدنى و فكرى آدمى قادر نخواهد بود چنان كه بايد وظيفهء خود را انجام دهد . در ميان تعاليم بهداشتى گذشتگان ، اندرزهاى منسوب به ابن سينا با مبانى علمى جديد سازگارتر است . اندرزهاى بهداشتى ابن سينا :
تا نيك گرسنه نشوى سخت بپرهيز * از خوردن هر طعمه و نوشيدن هر چيز آن خوردنى سخت كه دندان به سهولت * خائيدن آن را نتواند تو مخور نيز زنهار ز نزديكى و همخوابگى پير * زيرا كه دم پيرزن است افعى خون‌ريز با لاله‌رخان نيز ز اندازه مرو پيش * آفت ز براى بدن خويش مينگيز چون معدهء تو خانهء درد است و فضولات * هر هفته يكى قى كن و از معده فروريز ور زانكه ببارد بسرت نيزه و شمشير * در دفع فضولات بپرهيز ، ز پرهيز ويژه گَه خفتن كه بود مايهء هر درد * خوددارى تو هست در اين باره زيان‌خيز يك روز ميان يا همه روزه تن خود را * پاكيزه بشستن كن و هنگام سحر خيز پرهيز كن از خوردن هرگونه دوائى * جز در مرضى سخت كه باشد دم آن تيز خون در بدن خويش بيفزاى كه جُز خون * تن را نتوان گفت روانيست درو نيز « 2 »
متأسفانه اكثر متفكرين و صاحبنظران ايران در معايب پرخورى داد سخن داده‌اند ، ولى از عوارض و بيماريهاى ناشى از نارسائى تغذيه سخنى نگفته‌اند .
گر تو بدانستى كه فضل تو بر خر چيست * كجا مانده‌اى نژند و شكم‌خواره
ناصر خسرو از ابو نصر بشر بن حارث پرسيدند كه نان با چه خورى گفت با قناعت كه حلال ، اسراف نپذيرد . « تاريخ گزيده »
توانگر خود آن لقمه چون مىخورد * چو بيند كه درويش خون مىخورد
سعدى
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 118 . ( 2 ) . برگردانيدن افكار و نظريات ابن سينا به نظم توسط شادروان نوبخت صورت گرفته است . نقل از صفحه 119 كتاب تاج . اثر جاحظ .