تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
جانور قربه شود از حلق و نوش * آدمى فربه شود از راه گوش
مولوى
اندرون از طعام خالى دار * تا در او نور معرفت بينى تهى از حكمتى به علّت آن * كه پُرى از طعام تا بينى
سعدى
آب ارچه همه زلال خيزد * از خوردن پرملال خيزد
نظامى سيرخوردگى كار ستورانست ( كشف المحجوب ) . در باب بيستم قابوسنامه در بيان پندهاى انوشيروان ، در پند بيست و هشتم در مذمّت شكم‌پرستى چنين مىخوانيم : « هر بنده كه او را بخرند و بفروشند آزادتر از آن كس بود كه « گلوبنده » بود .
چو بينى خورشهاى خوشْ گِردِ خويش * بينديش تلخىِ دارو ، ز پيش
اسدى
حيات را چه گوارانده‌تر از آب ، و ليك * كسى كه بيشترش خورد بُكْشَدْ استسقاش
سنايى حافظ حتى مىگسارى را نيز در حد اعتدال تجويز مىكند : [ * ]
ساقى ار باده به اندازه خورد نوشش باد * ورنه ، انديشه اين كار فراموشش باد
نظامى گنجه‌اى از طرفداران « اعتدال » و از مخالفان جدى پرخورى و كم‌خورى است وى در « پاس تندرستى از راه اعتدال » در خسرو و شيرين چنين مىگويد :
دگر باره بگفتش كاى خردمند * طبيبانه درآموزم يكى پند . . . طبيبى در يكى نكته نهفته است * خدا آن نكته را با خلق گفته است بياشام و بخور ، خوردى كه خواهى * كم و بسيار نه ، كآرد تباهى ز بسيار و ز كم بگذر كه خام است * نگهدار اعتدال اينت تمام است دو زيرك خوانده‌ام كاندر ديارى * رسيدند از قضا بر چشمه‌سارى يكى كم خورد كاين جان مىگزايد * يكى پرخورد كاين جان مىفزايد چو بر حد عدالت ره نبردند * ز محرومى و سيرى هر دو مردند « 1 »
غزالى در باب پنجم نصيحة الملوك به اهميت طعام اشاره مىكند و مىگويد : « شش چيز است كه همهء جهان به بهاى آن شش چيز ارزانست طعام گوارنده ، و فرزند درست‌اندام و
هامش
( 1 ) . ديوان نظامى ، پيشين ، ص 381 .