تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
وى كرفس است . « 1 » البته بسيارى از نظريات ياد شده ارزش علمى ندارد ولى از تلاش مردم قرون وسطى در راه شناسائى خواص مواد گوناگون غذائى حكايت مىكند . از آنچه گذشت نتيجه مىگيريم كه صيانت ذات و حفظ نوع ، مستلزم آن است كه اشياء مادى ( مواد گوناگون غذائى ) جايگزين انرژى و تلاشى گردند كه به هنگام حيات رو به كاهش مىگذارد يا از بين مىرود ؛ اين احتياجات زيستى بشر احتياجاتى طبيعى و غير قابل اجتناب هستند ؛ اين احتياجات همچنان تجديد مىشوند ؛ امروز بر طرف مىگردد ، و فردا بار ديگر به ميان مىآيد ؛ اين احتياجات محدود به حداكثر و حداقل مىباشند ، بشر به هوا آب و غذا احتياج دارد ؛ بشر براى حفظ خود در برابر شرايط نامطلوب ، محتاج به لباس ، پناهگاه و سلاح است ، همگى اين اشياء براى زندگى لازم است ، با وجود اين ، بشر معمولا به تأمين اين گونه احتياجات اساسى قانع نيست ؛ بشر مىخواهد از زندگى لذت ببرد ، زندگى را زيبا ، و در رفاه و آسايش زندگى كند . اين گونه خواستها ، در تغيير ، نامحدود ، و بىحد و حصرند ، اگر تمامى خواستها هم‌اكنون تأمين مىگرديد ، از اين جهت رضايت كامل حاصل نمىگرديد ، بلكه خواستهاى جديدترى به ميان مىآمد كه در روزهاى آينده بايد برآورده شود ؛ خواستها ، در نقاط مختلف گيتى ، برحسب نوع زندگى ، آب و هوا ، عادات و رسوم با يكديگر اختلاف دارند ، خواستها برحسب سن ، جنس ، و ساختمان افراد هم با يكديگر متفاوتند . . . « 2 » »

رابطهء غذا با عقل و انديشهء بشرى

ويل دورانت مىنويسد : « . . . اگر كسى غذا نخورد واكنشهاى او متوقف خواهد گشت . اگر به كسى غذاى درست و مناسبى داده شود ممكن است آدمى متّقى و وطن‌پرست بار بيايد و اگر غذايش صحيح و كامل نباشد ممكن است ناقص ، جانى ، بدبين و احمق . . . گردد . اگر فعاليت انسان ، از زاد تا مرگش سنجيده شود ، درست به اندازهء انرژى اغذيه‌اى كه خورده است خواهد بود ، مسلما انرژى ذهنى و عقلى انسان محصول انرژى مواد غذايى اوست و اين مواد غذائى عضوى نيز نتيجه استحاله‌اى است كه نباتات در تبديل مواد خام غيرعضوى خاك ، به مواد عضوى كرده‌اند . « 3 » »

اهميت تغذيهء صحيح به نظر ايرانيان

جاحظ مىنويسد : « ايرانيان را عقيده بر اين بود كه زندگى در اين دنيا بسته به خوراك
هامش
( 1 ) . همان كتاب ص 128 . ( 2 ) . لودويك اچ ماى : آشنايى با علم اقتصاد ، ترجمهء على اصغر هدايتى ، ص 5 به بعد . ( 3 ) . لذات فلسفه ، پيشين ، ص 71 .