تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
گفت واله آمدم من بارها * تا تو را واقف كنم زين كارها تو همى گفتى كه خر رفت اى پسر * از همه گويندگان باذوق‌تر بازمىگشتم كه او خود واقف است * زين قضا راضىست ، مردى عارف است خلق را تقليدشان بر باد داد * اى دو صد لعنت بر اين تقليد باد . . .

جهاد اكبر و جهاد اصغر - خصم برون و خصم درون

مراد از خصم برون دشمنان هركس و هر انسانى است و مقصود از خصم درون نفس و شهوت و آرزوهاى نامحدود آدمى است .
اى شهان كشتيم ما خصم برون * ماند خصمى زو بتر در اندرون
با اين بيان مولوى نشان مىدهد كه جهاد و مبارزه با نفس و شهوت و تزكيه و تهذيب آن به مراتب دشوارتر است از جنگ با دشمن خارجى . حديث : « قدمتم من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر - و مجاهدة العبده هواء » ، مؤيد اين سخن است .
چونك وا گشتم ز پيكار برون * روى آوردم به پيكار درون
به بطلميوس نسبت مىدهند كه گفته است : النّفس اغلب عدو ، و مولوى در تأييد اين معنى مىفرمايد :
سهل شيرى دان كه صفها بشكند * شير آن است آنكه خود را بشكند كشتن اين كار عقل و هوش نيست * شير باطن سُخرهء خرگوش نيست
مجاهده با نفس سخت و دشوار است براى آنكه در حقيقت كوششى است بر خلاف ميل و شهوت كه از زندگى بشر جدا نيست . « 1 »

سعى و عمل توأم با توكل

ميان سعى و عمل با توكل منافاتى وجود ندارد بسيارى از صوفيان مىگويند : التّوكل حال رسول اللّه ( ص ) و الكسب سنت رسول اللّه ( ص ) يعنى توكل حال پيغمبر و سعى و عمل سنت اوست .
گفت پيغمبر به آواز بلند * با توكّل زانوى اشتر ببند
روايت است كه عربى به حضور پيغمبر آمد و شتر خويش را يله و رها كرده بود . حضرت پرسيد شترت را كجا گذاشتى ؟ گفت آن را رها بازگذاشتم و به خدا توكل كردم .
هامش
( 1 ) . فروزانفر : شرح مثنوى شريف ، جزوهء دوم از دفتر اول ، ص 482 .