غزالى در ميزان العمل اخلاق را عبارت از اصلاح و ويراستن قواى سهگانهء تفكر ، شهوت و غضب مىداند و مىگويد : « همانطور كه از پليديها دورى مىگزينيم بايد از عادات زشت پرهيز كنيم و خود را به « خلق نيكو » بياراييم و فضيلت را در اعتدال و ميانهروى جستجو كنيم
« وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً ،
شما را امتى ميانهرو قرار داديم . « 4 » » ( بقره : 143 )
دوستان واقعى بهنظر امام غزالى
يكى از لذتها و سعادتهاى بشرى گذراندن ساعات فراغت زندگى ، با دوستان يكدل است . به نظر امام غزالى هر كسى شايستهء دوستى نيست و دوستان صديق بايد از نعمت عقل و حسن خلق برخوردار و به زيور صلاح و عفاف و پاكدامنى آراسته باشند . امام جعفر صادق رضى اللّه عنه گفته است كه : « از صحبت پنج تن حذر كنيد : يكى دروغزن ، كه هميشه با وى در غرور باشى ؛ و ديگر احمق كه آنوقت كه سود تو خواهد زيان كند و نداند ؛ و بخيل كه بهترين وقت تو از تو ببرد ؛ و بددل كه در وقت حاجت ترا ضايع نمايد ؛ و فاسق كه ترا به يك لقمه بفروشد . . . بدانكه عقد برادرى و صحبت چون بسته شود همچون عقد نكاح است و وى را حقوق است . . . « 1 » »
مولوى در اشعار زير خطر تقليد و تبعيّت كوركورانه از اطوار و حركات ديگران را به باد انتقاد مىگيرد و آثار و نتايج كارهاى نسنجيده را گوشزد مىكند :
صوفيى در خانقاه از ره رسيد * مركب خر بُرد و در آخور كشيد
. . . هم در آن دم آن خرك بفروختند * لوت آوردند و شمع افروختند
و آن مسافر نيز از راه دراز * خسته بود و ديد آن اقبال و ناز
صوفيانش يكبيك بنواختند * نرد خدمتهاش خوش مىباختند
لوت خوردند و سماع آغاز كرد * خانقه تا سقف شد پردود و گرد
پس از آنكه صوفيان بىبندوبار لوت و حلوا خوردند و رقص و سماع آغاز كردند ، مطرب با ساز و ضرب « خر برفت و خر برفت آغاز كرد » و جملهء حاضران با او همآواز و همصدا شدند ، صوفى غافل و بىنوا كه از راه تقليد با آنان همقدمى مىكرد ، چون شور و حال صوفيان پايان گرفت به خادم خانقاه روى آورد و خر خود را مطالبه كرد . خادم صادقانه گفت : من در جمع صوفيان يكتن بيش نبودم و آنان به ظلم و زور خر را از دست من ربودند . صوفى نادم گفت چرا از اين ماجرا مرا آگاه نساختى ؟ خادم در جواب :
هامش
( 4 ) . همان كتاب ، ص 330 و 335 .
( 1 ) . امام محمد غزالى : كيمياى سعادت ، ص 314 .