تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
پنجشنبه و تمام روز جمعه زنان باحجاب به دعا خواندن و ناله و زارى كردن و قليان كشيدن و نوشيدن فنجان‌هاى متعدد چاى و گفتگو كردن اشتغال مىورزند . . . با نزديك شدن يك تن فرنگى فورا چادرها در اطراف بدن‌هاى پيچيده مىشود ، صورتهاى گرد پوشيده مىشود و همه چيز مانند لاك‌پشتى كه سر را زير لاك خود پنهان مىكند ناپديد مىگردد ، تنها چيزى كه مىتوان مشاهده كرد چشمى است كه اطراف آن را سياه‌ترين سرمه‌ها احاطه كرده ، زنان تا عبور مرد بيگانه به همين حال مىنشينند بعد از يكى دو دقيقه صداى قهقههء خنده و يا شيون به گوش مىرسد ، زندگى از نو آغاز مىگردد . . . « 1 » »

تسليت‌نامه

در پايان اين بحث بىمناسبت نمىدانيم ، تعزيت‌نامه‌اى را كه در سال 1324 به رشتهء تحرير درآمده و از رسوم و آداب آن ايام حكايت مىكند در زير نقل كنيم : فداى وجود مباركت گردم ، خداوند متعال شاهد حال و گواه اين مقال است و از اين واقعهء هايله كه به سركار بندگان عالى روى داده است نه زبان را ياراى تقرير است نه قلم را قوت تحرير ، ولى به جز صبر چاره نيست .
كه را نهاد فلك تاج سرورى بر سر * كه بند حادثه آخر به پاى او ننهاد
غرض از تصديع آن است چنان استماع افتاد كه مرحمت‌پناه ، بهشت جايگاه ميرزا محمد عليخان نداى
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
به گوش جان شنيد در مقام صدق كه جوار حضرت حق است توطّن فرمود حق عليم و علّام است
وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً *
كه بر اين مخلص در اين واقعه چه گذشته است از آتش اين مصيبت دلسوز شمع جان افروختن و از شعلهء اين شمع ماتم‌اندوز خانهء دلم سوختن گرفت ، از اين غصه كه آن غنچهء گلشن زندگانى هنوز بر شاخسار جوانى خندان نشده بود ، كه سموم فنا او را نابود نمود چندان حزن و ملالت و جزع و كلالت به خاطر راه يافته است كه خامهء دو زبان عشرى از اعشار آن بيان نتواند نمود ، اما با قضاياى آسمانى و تقدير ربّانى جز صبر و رضا چاره نباشد ، به مضمون آيهء وافى هدايه
« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » *
بر هيچ ذيحيات نيست كه اين خطاب مستطاب نمىرود ، سزاوار آنست كه پناه به آيهء
« وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ »
برده نص
« الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
را شيوهء خود ساخته تا از فوايد
« أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ »
خداوند ، اجر و صبر كامل عنايت فرمايد به حمد و آله الامجاد و السلام . . . « 2 » »
هامش
( 1 ) . سفرنامه ريچاردز ، پيشين ، ص 208 . ( 2 ) . از كتاب منشآت ميرزا مهدى خان افشار كه در سال 1324 در عهد مظفر الدين شاه طبع شده است نقل گرديد ، ص 32 به بعد .