تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
براى ميرزا طلب مغفرت كردند . از نتايج اين مجلس اقدام امين الدوله به افتتاح مدرسه رشديّه و ترويج معارف و تكثير مدارس و مكاتب بود . « 1 » »

تجليل مردم از عباس آقا

پس از آنكه امين السلطان به ضرب گلولهء عباس آقا از پاى درآمد ، قاتل اقدام به خودكشى كرد در جيب قاتل چهار كپسول استركنين و يك قطعه كاغذ يافت شد كه روى آن نوشته شده بود : « عباس آقا صراف آذربايجانى عضو انجمن فدائى ملت شماره 41 » . براون مىنويسد : « ابتدا در واقع از اين جمله در صحنهء مطبوعات ايران ، هول و هراسى مقرون به اكراه ابراز گرديد ، ولى متعاقب آن بويژه هنگامى كه قرارداد روس و انگليس آفتابى شد مجراى احساسات توده قويا در موضوع قتل ، و عباس آقا تغيير يافت او را به نام وطن‌پرستى كه جان خود را براى رهايى كشور از دست يك خائن فدا كرده تقديس و محترم داشتند ، و روز چهلم مرگش گروهى انبوه از مردم به قبرش شتافته به ياد او احترامات و سخنرانيهايى در ستايش عمل او در جوار قبرش ادا نمودند و حق حرمت او را كاملا به جا آوردند . » . . . روزنامهء حبل المتين نوشت : « بلى هركس كه براى بقاء نوع و در راه حفظ وطن از جان گذشت و نقد عمر را فداى ملت و مشروطيّت ساخت ، سزد كه زياده بر اين ملت از روح و جسدش پاس احترام منظور دارند و آيت رحمت ايزدش شمارند . » راستى در اين چهل روز طورى از اثر ضربت دليرانهء جوانمرد تغييرى در مجارى امور مملكت حاصل شد كه با چندين كرور پول و پنجاه هزار قشون جرّار ، احداث چنان تغييرى ممكن نمىشد ، قانون اساسى ( مقصود متمم قانون اساسى است ) به اتمام رسيد ، منافقين زاويهء مقدسه را ، يأس حاصل شد ، نوميدانه به كنج كلبهء خود خائنا خاسرا مراجعت كردند ، تمام بلاد داخله قرين امن و امان شد ، اعيان و امراء جنگى ، مشروطيت‌خواه و خدمتگزار شدند به ايمان مغلظه سوگند ياد نمودند . . . پشت بدخواهان شكست ، براى ملت روز يكشنبه مزبور را روز چله قرار دادند . . . اغلب دكاكين بسته و خلايق گروه‌گروه سوار و پياده با گل و ريحان به سر قبر رفته طورى جمعيت صحرا را فراگرفته بود كه جاى عبور نبود جمعيّت به يكصد هزار نفر تخمين زده شد ، تمام انجمنها و شاگردان مدارس دسته‌دسته مىآمدند ، چادرها برپا كردند ، چاى و قهوه و ساير لوازم از همت وطنپرستان سبيل بود ، دسته‌هاى سينه زن به ابيات جانگداز مترنم و رطب اللسان بودند ، خطباء بليغ اللسان و شعراء شيرين‌بيان ، خطابه‌ها و قصايد غرّا خوانده ، خوانچه‌هاى شيرينى زياده از حد شمار نثار شد مختصر چنان غيرتمندى از اين ملت ظاهر شد كه
هامش
( 1 ) . ناظم الاسلام كرمانى ، تاريخ بيدارى ايرانيان ، مقدمه ، ص 124 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 372 | مرتضى راوندى