از تشييع جنازهء يكى از بزرگان محل سخن مىگويد و مىنويسد : « . . . جلوتر از جنازه اسب شخص فوت شده ، درحالىكه فرش و لباس و كلاه و شمشير وى بر روى اسب و شال و دستمال وى بر يال اسب انداخته شده بود ، و بر روى پارچهء ابريشمى بزرگى نام خدا و پيغمبر و على نوشته شده بود ، حركت مىكرد . . . « 1 » »
اعلام مرگ ناصر الدين شاه
« . . . اول كسى كه مرگ شاه را اعلام نمود دكتر موللر بود ، صدر اعظم قدغن كرد به كسى اظهار ندارد ، وقتى شاه كشته شد همهء ملازمين دربارى به طرفة العينى متفرق شدند فقط چند نفرى از نوكران صديق از جمله صدر اعظم و كليهء اعضاى خانوادهء وى برجا ماندند وقتى جسد را به تالار برليان مىآوردند همگى متفرق مىشوند . . . جسد فانى متفرعنترين پادشاهان جهان در خاك و خون و زير برليانهاى بيشمار بر زمين انداخته شده بود ، تنها صدر اعظم مانند كودكى ، هاىهاى مىگريست و دكتر موللر بدون يك دستيار حتى بدون اينكه يك نفر از نوكرها آب روى دستش بريزد زخم را براى جلوگيرى از ريزش خون مسدود مىكرد چشم و چانهاش را كه روى سينه افتاده بود مىبسته و جسد را از روى زمين به روى تشك مىكشيده است . . . « 2 » »
مجلس تذكر ، پس از قتل ميرزا رضا كرمانى
ناظم الاسلام نويسندهء تاريخ بيدارى ايرانيان مىنويسد : « در دوازدهم ربيع الثانى 1314 كه چهل روز بعد از قتل ميرزا رضا بود ، در نزديكى خانهء حاج شيخ هادى ، مرحوم نجمآبادى ، آقا ميرزا حسن كرمانى با آقا شيخ محمد على دزفولى كه امروز به شغل عطارى مشغول است . . .
چهلم ميرزا را گرفتند . . . طعام حاضرين اين مجلس بادمجان بريان كرده و نان و نمك بود . . .
در ساير بلاد ايران در خانههاى مظلومين و غارتشدگان ، و در دهات و قرى كه آتش ظلم ديوانيان آنها را محترق و معدوم كرده بود براى ميرزا رضا طلب مغفرت كردند . . . سال ميرزا را مرحوم حاج شيخ هادى نجمآبادى گرفت كه از امين الدوله دعوت نمود و در ساعت 5 از شب گذشته مجلسى كه حاضرين آن سه نفر بودند شخص حاج شيخ هادى و امين الدوله و يكى از محارم حاج شيخ هادى طعام آن مجلس را خود حاج شيخ هادى مهيّا نمود . . . و آن عبارت بود از يك چارك برنج و يك سير روغن و دو سير شيره و سه عدد نان پس از صرف غذا ، حاضرين
هامش
( 1 ) . سفرنامهء استودارت : ترجمهء احمد توكلى ، مجلهء ايرانزمين ، ج 8 ، ص 213 .
( 2 ) . خاطرات كاساكوفسكى ، پيشين ، ص 75 .