بارتولد راجع به مراسم سوگوارى در مرگ تيمور مىنويسد : « مراسم سوگوارى را بر طبق رسوم صحرانشينان برگزار كردند ، سرها را برهنه كردند و صورتها را خراشيدند و سياه كردند ، موى سر كندند و بر خاك افكندند و خاك بر سر كردند و نمد بر گردن افكندند ، شاهزادگانى كه در شهر اقامت داشتند و اعيان و حتى روحانيان مسلمان ، مانند شيخ الاسلام ، عبد الاول و عصام الدين لباس عزا بر تن كرده در مراسم ياد شده حضور يافتند ، همه دكههاى بازار بسته شده بود . » پس از جلوس خليل سلطان بار ديگر با شكوه بيشترى تشريفات سوگوارى برگزار شد « وى دو روز بعد به خانقاه محمد سلطان كه مرقد تيمور بوده رفت اين بار نه تنها شاهزادگان و شاهزاده خانمها و اعيان و صاحبمنصبان دولتى بلكه مردم شهر هم لباس عزا به تن كرده و در مراسم شركت جستند و براى آرامش روح تيمور قرآن مىخواندند و صدقه مىدادند . چند روز پىدرپى براى اطعام مردم اسبان و گاوان نر و گوسفندان بسيار ذبح كردند ، پس از آن تشريفاتى را كه به هنگام يادبود محمد سلطان در « اونيك » برگزار كرده بودند تجديد كردند و با گريه و فغان دهل شخصى تيمور را آوردند و نواختند و صداى آن طبل نيز در مراسم عزا شركت كرد و بعد پوست آن را دريدند و قطعهقطعه كردند تا براى كسى ديگر به كار نرود . . .
بر قبر تيمور اقمشه ، اسلحه و امتعه و لوازم او را به روى ديوارها آويخته بودند ، اينها همه به جواهر و طلا مزيّن گشته بود . بهاى ناچيزترين شىء برابر ماليات يك ولايت بوده است ، از سقف مانند ستارگان آسمان چراغدانهاى زرين و سيمين آويزان بود يكى از چراغدانهاى زرين هزار مثقال وزن داشته ، كف مرقد با فروش حرير و ديباج مفروش بود .
پس از زمانى چند جنازه را در تابوتى از پولاد كه ساخت استاد هنرمندى از شهر شيراز بوده قرار دادند ، در كنار گور قاريان و خدمتگزارانى كه وظيفهخور بودند با مواجبى معين گمارده شدند ، قبر آنچنان مورد احترام بود كه در برابر آن به دعا مىايستادند و نذوراتى نثارش مىكردند ، ملوك چون از كنارش مىگذشتند بر سبيل احترام سر فرود مىآوردند و حتى گاه به زانو درمىافتادند « بعضى معتقدند كه اين احترام متوجه تيمور نبود بلكه مردم بيشتر به مرقد نور الدّين بصير كه در نزديك آن محل قرار داشته چنين احترامى ابراز مىداشتند حتى علما و مؤمنان هميشه از برابر مزار نور الدين پياده مىشدند و حتى كفش از پا بيرون مىكردند . در زمان شاهرخ بارى ديگر مراسم سوگوارى به عمل آمد و به فرمان او تزيينات و اشياء و امتعه از مرقد به خزانه تسليم گرديد . « 1 » »
به حكايت روضة الصفا مرگ تيمور در چهارشنبهء دهم شعبان 807 روى داد . « مزاج همايون او از حد اعتدال انتقال كرد و تبى محرق به ذات پسنديده صفات ! آن حضرت عارض
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 154 .