در دورهء سلاجقهء آسياى صغير احترام به مقابر بزرگان و ايجاد گنبد و بارگاه معمول بود و چنان كه مىدانيم شيعيان در اين راه پيش قدم بودند . « 1 » « و آل بويه در دوران قدرت خود براى مبارزه با اهل سنت و جماعت و مخالفت با خلفاى عباسى به تقويت تشيّع پرداختند و آرامگاه خاندان رسالت را با بناهاى زيبا آراستند و اين عمل از آن پس در جهان تشيع دوام يافت . »
در مقام دهم از كتاب مقامات حميدى قاضى حميد الدين منظرهاى از ماتم و عزادارى مردم يكى از بلاد را در مرگ مردى دانشمند توصيف مىكند و مىنويسد كه پس از وقوف بر مرگ پيشواى امت « . . . به ديدن آن تربت راى كردم و خود را در آن صف جاى دادم جمعى ديدم نشسته و ايستاده و عمامهء خواجگى از سر نهاده جزع و فزع و خروش و جوش از ميدان سمك ( ماهى ) به ايوان سماك ( ستاره ) رسانيده . . . چون آوازها به غايب رسيد و آن نفير و زفير ( آه ) به نهايت كشيد پيرى صاحب دلق ( ژندهپوش ) از ميان خلق برپاى خاست و عروس زبان را به زيور سخن بياراست . . . » و خطاب به مردم گفت : « نه نخستين جنازه است كه از دروازهء جهان بيرون شده است و نه اول تابوتيست كه از بيوت فنا به حانوت بقا نقل كرده است . . .
آفريننده در آفريدهء خود تصرف كرد ، چه غم و تأسف واجب آيد ، بخشنده در بخشيدهء خود حل و عقد فرمود چه جوش و خروش لازم آيد ، چرا آرام نگيريد و به اندام نباشيد . . .
اين چه بانگ و خروش و آه قوى است * بر كسى كو امام يا علوى است
آنچه امروز حادث است از مرگ * در سراى كهن نه رسم نوى است
چون حلقهء آن ماتم گسسته شد ، وصف آن اجتماع شكسته گشت ، هركس به خانه و آشيانه راى كرد ، من جستن پير را بساختم . . . به هر جانب بشتافتم نفس وصال نيافتم .
معلوم من نشد كه بر آن پير خوشزبان * ناگه چه كرد بىسبب از ناخوشى جهان
اندر كدام خطه شد از چرخ دون نگون * وندر كدام خاك شد از بخت بد نهان » « 2 »
امير خسرو دهلوى ( تولد 651 هجرى ) اشعار زير را در مرگ مادر و برادر خود مىگويد :
امسال دو نور ز اخترم رفت * هم مادر و هم برادرم رفت
يك هفته ز بخت خفتهء من * گم شد دو مه دو هفتهء من
بخت از دو شكنجه داده پيچم * چرخ از دو طپانچه كرد ، هيچم
ماتم دو شد و غمم دو افتاد * فرياد كه ماتمم دو افتاد
حيف است دو داغ چون منى را * يك شعله بس است خرمنى را
هامش
( 1 ) . تالبوت رايس . تاريخ سلاجقهء روم ، ترجمهء على اكبر بزرگزاد ( پيش از انتشار ) .
( 2 ) . قاضى حميد الدين ، مقامات حميدى ، به سعى ابرقوئى .