تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١

تشييع جنازه‌اى با ساز و آواز

ابن بطوطه ضمن توصيف مسافرت خود از ايذه به اصفهان از شهر فيروزان كه شهرى كوچك است نام مىبرد و مىنويسد : « . . . بعد از نماز عصر بود كه به اين شهر رسيديم و مردم براى تشييع جنازه‌اى به بيرون شهر آمده بوده‌اند از پيش و پس جنازه مشعله‌ها افروخته بودند و به دنبال آن شيپورها مىزدند و مغنيان آوازهاى طرب‌انگيز مىخواندند ما از كار آنان در شگفت شديم . . « 1 » »

مرگ علاء الدين

در تاريخ‌نامهء هرات مىخوانيم كه چون خبر مرگ ملك علاء الدين انتشار يافت « . . . اعيان درگاه و كارداران مملكت و نامداران حضرت او كمرها از ميان بگشادند و عمامها از سر بينداختند ، جزع و فزع و جوش و خروش از ميدان سمك به ايوان سماك رسانيدند . . . مأمور و امير غنى و فقير و وضيع و شريف ، پير و جوان پهلو و پهلوان پلاسها در گردن افكندند و سر و پا برهنه چون بيهوشان و متحيّران و فرياد و نفير و ناله و واىوهاى آمده . . . مشايخ نامدار و زهّاد كبار در آن حلقهء ماتم حاضر گشتند و از راه پند و نصيحت اكابر و مشاهير و اماثل و جماهير را كه خداوندان تعزيت و مصاحبان مصيبت بودند گفتند : . . . اى ارباب دولت و اى اصحاب ملت و اى خداوندان ثروت اين نه نخستين جنازه‌اى است كه به دروازهء عدم بيرون شده است و اين نه اول تابوتى است كه از بيوت فنا به حانوت بقا نقل كرده است آن را كه مهتر عالم و بهتر بنى آدم و خلاصه موجودات بود . . . اين شربت دردادند و اين نام نهاد كه
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ .
ابو البشر كه مطلع تخليق بود مقطع اين تفريق گداخته شد خليل اللّه كه قدم خلّت بر مفرش آتش نهاد درين دام افتاد ، سليمان كه زين نبوّت بر پشت نهاده بود از اين حادثه نتوانست گريخت عمر دراز بزيست و نزيست لقمان هزار سال بماند و نماند .
اگر سال گردد هزار و دويست * به جز خاك تيره دگر جاى نيست اگر چرخ گردان كشد زين تو * سرانجام خشتست بالين تو
شاه و گدا را اين شربت چشيدنيست و امير و فقير را اين جام نوشيدنى و عالم و جاهل را اين راه رفتنى و عشاق و فسّاق را اين در كوفتنى . . . القصه چهل روز برين صفت كه ذكر رفت تمامت خلق غور و گرمسير در وفات او به سر بردند و به هر خطه و بلد از خطط و بلاد خراسان خصوصا شهر هرات . . . سه روز سكان و قطان آنجا بر پلاس ماتم نشستند و لباس دوداندود در پوشيدند . . « 2 » »
هامش
( 1 ) . سفرنامهء ابن بطوطه ، پيشين ، ص 190 . ( 2 ) . سيفى هروى : تاريخ‌نامه هرات ، چاپ كلكته ، ص 601 به بعد .