بهترين يادگارها پس از مرگ
در كتاب سلوك الملوك اثر فضل الله روزبهان ( 920 هجرى ) در پايان ديباچهء مؤلف از سلطان وقت مىخواهد كه به عهد و نذر خود در دوران قدرت و حيات وفا نمايد ، زيرا چون آدمى ديده از جهان فروبست و دستش از دنيا كوتاه گرديد ، خواه و ناخواه دوران كار و تلاش او سپرى مىشود و نام و خاطرهاش به تدريج رو به فراموشى مىرود ، مگر آنكه سه يادگار نيك و سودمند ، چون صدقهء جارى و مداوم و يا علمى كه مردم از آن بهرهمند شوند و يا فرزندى صالح چون باقيات صالحات از او به يادگار ماند : « اذا مات الانسان انقطع عمله الّا عن ثلاث : صدقة جاريه و علم ينتفع به و ولد صالح يدعو له » بعد از وفات ثوابى غير منقطع حاصل گردد . . « 1 » »
شادى مرگ
آدمى ، تنها به حكم پيرى ، بيمارى ، يا فقر و تنگدستى نمىميرند ، بلكه گاه ممكن است كسى از شنيدن خبرى بسيار مسرتبخش يا از ديدن منظرى غيرمترقبه « شادى مرگ » شود .
« . . . وقتى پسر خردسال شيخ ابو اسحاق ، يعنى على سهل را ، ختنه مىكردند او ( خواجو ) به قول قاضى احمد « . . در باب ختان خلف صدق شيخ ابو اسحق ، قصيدهاى در سلك نظم كشيد .
شيخ ابو اسحق يك طبق پر زر ، صلهء آن به دو بخشيد ، مقارن آن حال ، مولانا ( يعنى خواجوى شيرازى ) متغيّر الاحوال گشت و در دم درگذشت . »
تاريخ نگارستان هم اشاره دارد ، كه خواجو به مجرّد مشاهدهء طبق زر « شادى مرگ » شد و روح او از فرط انبساط در هوا پرواز كرد فى سنة 753 . « 2 » »
در ميان شعرا و گويندگان بعد از اسلام خاقانى نه تنها در زمينههاى اجتماعى ، سياسى و فلسفى آراء و عقايد جالبى ابراز كرده ، بلكه در تصوير آلام و دردهاى درونى انسانها نيز استادى و مهارت بسيار نشان داده است .
به نظر دشتى « مراثى خاقانى ، چون حبسيات مسعود سعد و توصيفها و خمريّات منوچهرى ، و تعزلهاى فرخى شأن خاصى در ادبيّات ايران دارد و مانند آن را در ديوان شاعرى ديگر نمىتوان يافت « 3 » .
سر تابوت مرا بازگشاييد همه * خود ببينيد و به دشمن بنماييد همه
پس بگو با پدر و مادرم از من بدرود * كه شدم فانى و در دام فناييد همه
هامش
( 1 ) . فضل الله روزبهان ، سلوك الملوك به اهتمام محمد نظام و محمد غوث چاپ حيدرآباد دكن ( ديباچه ) .
( 2 ) . از مقدمهء ديوان خواجو ، سهيلى خوانسارى ، ص 30 به نقل از ناى 7 رنگ باستانى پاريزى ، ص 289 .
( 3 ) . على دشتى : شاعرى ديرآشنا ، ص 165 .