تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
حج با سفير سخن مىگويند و پس از تنظيم بيعت و سوگندنامه و تقديم هداياى فراوان رسول را بازگردانيدند .

مراسم سوگوارى در مرگ علما

« هنگامى كه عالم بزرگى رخت از جهان برمىبست شاگردان در سوگ او دوات و قلم خود را مىشكستند و منبرى كه وى در بالاى آن درس مىگفت نيز مىشكستند چنان كه در مرگ امام الحرمين جوينى در سال 478 همين كار را كردند و چهارصد نفر شاگردان او يكسال را بدون قلم و دوات و وسائل نوشتن گذراندند . « 1 » پس از درگذشت شيخ ابو اسحاق شيرازى در سال 476 چون خواجه نظام الملك شنيد كه بعد از سه روز از مرگ شيخ مجددا درس در نظاميهء بغداد شروع شده است اين عمل را زشت شمرد و گفت بعد از وفات شيخ مىبايست تا يكسال در مدرسه بسته باشد . « 2 » اصرار مردى چون خواجه نظام الملك در استقرار سنن ابلهانه و بىمعنى مايهء شگفتى و تعجب است ! در حالى كه يحيى برمكى بر آنست كه مراسم تعزيت و تهنيت نبايد از سه روز تجاوز كند زيرا عملى لغو و بيهوده و موجب اتلاف وقت است يحيى برمكى گويد : التعزية بعد ثلث تجديد المصيبة و التمنيه بعد ثلث استخفاف بالمودة ، تعزيت بعد از سه روز تازه كردن مصيبت است و تهنيت پس از سه روز كاستن و استخفافى در دوستى است . « 3 » و الحق سخن يحيى سنجيده و منطقى است .

مرثيهء تاريخى

محمد بن بقيه وزير عز الدوله بود و چون نسبت به عضد الدوله سخنان وهن‌آميزى گفته بود به دستور عضد الدوله او را به زير پاى پيلان انداختند و جلو بيمارستان عضدى به دار آويختند ، در همان حال كه ابن بقيه بالاى دار بود ابن الانبارى قصيده‌اى در مرثيهء او گفت كه چون آن را براى عضد الدوله خواندند آرزو كرد به جاى ابن بقيه باشد .
علوه فى الحياة و في الممات * لحق انت احدى المعجزات كان الناس حولك حين قاموا * وفود نداك ايام الصلات . . .
« در زندگى و مرگ مقام بلندى دارى ، به راستى كه اين معجزه‌اى است مردم دور چوبهء دار تو گرد آمده‌اند گويى آمده‌اند مثل هميشه از تو صله بگيرند . . . دل خاك نتوانست
هامش
( 1 ) . ابن خلكان ، ج 1 ، ص 313 . ( 2 ) . شاهنشاهى عضد الدوله ، ص 239 به بعد . ( 3 ) . اخبار برامكه ، به اهتمام ميرزا عبد العظيم خان گرگانى ، ص نج .