تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
قبور با الواح و عمارت جايز است يا خير درمىگيرد فضل الله روزبهان اين عمل را بدعتى در اسلام مىداند و اظهار مىكند كه در صدر اسلام اين نوع تكلّفات معمول نبود ، كسى بر سنگ قبر چيزى نمىنوشت و بر بالاى مقبره عمارتى نمىساخت ، قاضى سمرقندى كه اعلم علماى زمان و شيخ الاسلام سمرقند بود گفت : « چگونه بدعت مىباشد و حال آنكه در جميع بلاد اسلام اين امور كه گفتند شايع است . . . فقير گفتم ، شيوع اين امور در بلاد اسلام و تقاعد مردم از انكار آن موجب آن نمىشود . . . كه بدعت نباشد » سپس فضل الله با استناد به روايات و احاديث منتسب به عايشه و ديگران در تأييد نظر خود مطالبى مىگويد و اعلام مىكند كه عمل مردم بدعتى است در مقابل سنّت مسلمانان صدر اسلام چنان كه در قبر پيغمبر و صحابه ، اثرى از لوح نبود ولى گذاشتن سنگ يا علامتى بر قبر مردگان جايز است . پس از اين بحث طولانى خان چنين اظهارنظر مىكند : « عمارت بر قبر ساختن و لوح نهادن و كتابت كردن اگر غرض ابقاء اثر ميّت است شايد خوب باشد و اگر غرض تكلّف و خودنمائى است از جنس اعمال ريايى است . . « 1 » » بر خلاف بعضى از مردم كه غالبا وصيت مىكنند پس از مرگ جسد آنان را در مكانى متبرك به خاك سپارند ، متفكران و صاحبنظران از ديرباز براى « زندگى » و آثار وجودى انسان ارزش و قيمت فراوانى قايل بودند و تن بىروان او را به چيزى نمىگرفتند چنان كه در منطق الطير آمده است : شاگردان سقراط هنگام نزع ، از او پرسيدند كه در كجا تو را به خاك سپاريم ؟ وى در پاسخ :
گفت اگر يا بى تو بازم اى غلام * دفن كن هرجا كه خواهى و السّلام
در اسكندرنامه نظامى نظير اين معنى آمده است :
به سقراط گفتند كاى هوشمند * چو بيرون رود جان ازين شهربند فروماند از جنبش اعضاى تو * كجا به بود ساختن جاى تو تبسم‌كنان گفتشان اوستاد * كه بر رفتگان دل نبايد نهاد گَرَم بازيابيد گيريد پاى * به هرجا كه خواهيد سازيد جاى

مرگ خوش است

مسعودى مىنويسد : « روزى منصور خليفهء عباسى به ربيع گفت : « اى ربيع چه خوش بود دنيا اگر مرگ نبود . » ربيع گفت دنيا به وسيلهء مرگ خوش است ، گفت چطور ؟ گفت : « اگر مرگ نبود تو اينجا ننشسته بودى » گفت راست گفتى . »
هامش
( 1 ) . فضل الله روزبهان خنجى : مهمان‌نامهء بخارا ، به اهتمام دكتر منوچهر ستوده ، ص 284 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 316 | مرتضى راوندى