مؤلف معالم القربه مىنويسد : « همين كه مؤمنى درگذشت مخارج كفن و دفن او به عهدهء ولىّ ميّت است ، بهتر است پدر ميت او را غسل دهد و گرنه جد و يا پسر يا نوادهء پسرى يا افراد خاندان و گرنه مرد بيگانه عمل غسل را انجام مىدهد ؛ و بعد نماز ميّت مىخوانند و سپس دفن ميّت انجام مىگيرد . » نوحهگرى حرام است ، رسول خدا فرمود « نوحهگران و كسانى كه در پيرامون آنان باشند در آتشاند و نيز از او روايت كردهاند كه به نوحهگران و شنوندگان نوحه و كسانى كه ريش خود را بكنند و خروشكنندگان و خالكوبان لعنت كرد و فرمود زنان را در تشييع جنازه اجرى نيست . . . « 1 » » و اگر خواستند گريه كنند بايد بىبانگ و بدون صدا گريه كنند و الّا عملى حرام انجام دادهاند جالب توجه است كه به عقيدهء اهل سنّت و جماعت « زنان از زيارت قبور نيز ممنوعاند . » و محتسب بايد آنان را از تشييع جنازه بازدارد . . . »
عزادارى و سوگوارى با آنكه در صدر اسلام چندان مورد توجه نبود بعدها در جهان اسلامى در بين طبقات ممتاز و متوسط اجتماع سخت معمول گرديد و چنان كه اشاره كرديم در نخستين روزهاى پس از فوت عزيزان ، ماتمزدگان يا صاحبان عزا بىتابى و بيقرارى بسيار نشان مىدادند مولوى گويد :
از عزا چون بگذرد يك چند روز * كم شود آن آتش و آن عشق و سوز
معمولا پس از مرگ عزيزى ؛ بزرگى از خانواده يا يكى از پيران و معمّران قوم سعى مىكند كه ماتمزدگان را از زارى و تعزيت و سوگوارى بازدارد و به صبر در مصيبت و استقامت ورزيدن تبليغ نمايد و عزاداران را پس از مدتى با پوشانيدن لباسى « غير سياه » از عزا درآورد تا زندگى عادى و پرتلاش ديرين را از سر گيرند
شادىّ و عيش عالم ، در خاطر دلافكار * شرمندهتر ز « عيد » است ، در خانهء عزادار
« محمد سعيد اشرف »
قبور نبايد به صورت عبادتگاه درآيد
در صحيح بخارى جلد دوم حديث زير به روايت عايشه و عبد الله ابن عباس از پيامبر اسلام نقل شده است كه فرمود « . . . لعنة الله على اليهود و النّصارى اتخذوا قبور انبيائهم مساجد يحذّر ما صنعوا . » نفرين خدا بر يهود و نصارى كه قبور انبياء خود را به صورت عبادتگاه درآوردهاند ، و با اين بيان پيغمبر مىخواست مردم را از كارهاى بىحاصلى كه امروز معمول است برحذر دارد . « 2 » »
در كتاب مهماننامه بخارا تأليف فضل الله خنجى در آغاز قرن دهم در محضر خان ، گفتگويى جالب بين مؤلف با يكى از روحانيان راجع به كيفيّت ساختن قبور و اينكه ساختن
هامش
( 1 ) . آيين شهردارى ، پيشين ، ص 45 - 43 .
( 2 ) . فرهنگ البسه ، ص 162 .