خواجه رشيد الدين فضل الله ضمن مكتوبى به فرزند خود ، در مقام اندرز و نصيحت مىنويسد : « بايد كه . . . از ياد مرگ . . . غافل نشوى كه به خطاب مستطاب
« إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ »
مخاطب خواهى شد و به رقم
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ »
مرقوم خواهى گشت زنهار تا به عيش رغيد و زخارف فانى اين جهان مغرور نشوى و نقوش حروف دنيا از لوح فكرت محو كنى كه در اخبار آمده است كه : « حب الدنيا رأس كل خطيئة و ترك الدنيا رأس كل عباده » . . . زنهار تا بر عشوهء شاهد جهان و شيوهء اين عروس فتّان كه هر دم در حبالهء ديگرى و نكاح شوهرى است دل نبندى . . . رسوم محدثه و بدعتهاى مذموم و قوانين جور ، باطل كنى تا خلايق در معمورهء بلاد روم از ثمار اشجار معدلت محروم نباشند . « 1 » »
سوگوارى در قرون اوليه اسلامى
در قرون وسطى ، تشييع جنازهء يك مسلمان ، به سرعت و بدون تشريفات انجام مىگرفت ، ولى احترام و تكريم مردگان ، معمولا با علاقه و صميميت ، مدتها ادامه داشت و بازماندگان متوفى با دعا و صدقه از وى ياد مىكردند و در تمام مدت سال ، روزهاى پنجشنبه به مزار او مىرفتند و با خواندن دعا و انفاق مساكين ، محبت خود را ، آشكار مىساختند .
هنگام تشييع جنازه ، اگر متوفى در شمار اشراف و بزرگان بود پس از ستر عورت جسد او را در تخت روان مىگذاشتند و روى آن را با پردههاى ابريشمين مىآراستند و اگر مرده از بينوايان و مستمندان بود او را در تابوت چوبين كه چهار دستگيره داشت مىنهادند . در هر حال خواه مرده غنى بود يا فقير تمام مردم تابوت او را با علاقه و احترام به دوش مىگرفتند ، و مسلمانان كوى و برزن سعى مىكردند كه هريك لحظهاى چند در حمل جنازه شركت جويند ، زيرا اين كار را عمل ثواب مىشمردند ، عدهاى با خواندن ادعيهء مذهبى ، با بستگان و دوستان متوفى همگامى و همقدمى مىكردند و جمعى از مردم محل پس از مشاهدهء جنازه با مشايعتكنندگان همراه مىشدند . « 2 » »
تشييع جنازهء احمد حنبل
به طورى كه از جلد دوم حبيب السير برمىآيد احمد حنبل ، از محدّثين بزرگ ، چون در 78 سالگى درگذشت « ششصد هزار كس از رجال و شصت هزار نفر از نسوان مشايعهء جنازهء او كردند . . . « 3 » »
هامش
( 1 ) . آثار الوزراء عقيلى ، پيشين ، ص 315 .
( 2 ) . زندگى مسلمانان در قرون وسطى ، پيشين ، ص 62 .
( 3 ) . حبيب السير ، پيشين ، ج 2 ، ص 270 .