مسعودى مىنويسد : پس از آنكه احمد بن حنبل به روزگار متوكل در ربيع الاول 241 درگذشت محمد بن طاهر بر او نماز كرد « بر جنازهء او چندان مردم حاضر شدند كه چنان روز و چنان انبوهى بر جنازهء هيچكس از گذشتگان ديده نشده بود . مردم دربارهء او سخنان متضاد مىگفتند . » بعضى او را لعن مىكردند و گروهى فقدان او را سبب تيرگى جهان مىشمردند . . . « 1 »
با اينكه طبق مقررات مذهبى زنان از تشييع جنازه معافند ، آنان از ديرباز ، به اين دستور مذهبى توجه نداشتند و ضمن تشييع جنازه از ندبه و زارى و كندن مو و زدن به سر و روى خويش خوددارى نمىكردند ، به اين ترتيب پس از اسلام زنان روش دوران جاهليت را بار ديگر تجديد كردند ، يعنى سنت بر مذهب غالب آمد و عدهاى از زنان با اخذ پول بر جنازهء مردگان شيون و زارى مىكردند .
به نظر سنائى :
نوحهگر كز پى تو مىگريد * او نه از چشم كز گلو گريد
گاه خلفا با وضع مقرراتى از عزادارى زنان در مرگ عزيزان جلوگيرى مىكردند ، چنان كه يك بار در سال 864 و بار ديگر در سال 907 ( حاكم ) خليفهء فاطمى مصر به طور جدى زنان را از تشييع جنازه منع كرد ، و تا مدتى اين دستور اجرا شد ، ولى به تدريج فرمان خليفه رو به فراموشى رفت و بار ديگر زنان در تشييع مردگان شركت جستند . در بغداد زنان به گريه و زارى قناعت نمىكردند ، بلكه روى خود را سياه مىكردند و موهاى خود را ژوليده و برآشفته مىنمودند .
تشييعكنندگان نخست به مسجد جامع مىرفتند ، همينكه به در بزرگ مسجد نزديك مىشدند ، قرآنخوانان سكوت مىكردند و جنازه را به داخل مسجد مىبردند و در برابر محراب مىنهادند ، سپس خواندن خطبهء مذهبى آغاز مىشد .
اگر متوفى ، امام جمعه يا مؤذن يا خادم مسجد بود ، ادعيه و اوراد مذهبى چندى دوام مىيافت . در مسجدها معمولا از شبستانها و سالونها براى اجراى مراسم ختم استفاده مىكردند .
پس از نماز و دعا طى خطابه يا شعرى از متوفى به نيكى ياد مىكردند . مراسم دعا و نماز ميت معمولا به وسيلهء پدر براى پسر و به وسيلهء پسر براى پدر انجام مىگرفت . در صورتى كه از سلالهء پدرى كسى نبود ، بستگان امّى متوفى بر ديگران تقدم داشتند و در صورت فقدان هر دو ، هركس مىتوانست به خواندن نماز ميت اقدام كند . اگر متوفى مرد بود ، خطبه و نماز ميّت نزديك سر او
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، پيشين ، ج 2 ، ص 11 به بعد .