تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
در پايان اين مقاله ، نظر فردوسى ، دربارهء فرجام كار آدميان چنين آمده است :
فراوان بمانى سرآيد زمان * كسى زنده برنگذرد ز آسمان به تابوت زرين و در مهد ساج * فرستادشان زى خداوند تاج همه كارهاى جهان را دَرَست * مگر مرگ را كان دَرِ ديگرست شنيدستم اين داستان از مهان * كه هرچند باشى به خرم جهان سرانجام مرگ است و زان چاره نيست * به من بر بدين جاى بيغاره نيست اگر شاه باشى و گر زرد هشت * نهالين ز خاك است و بالين ز خشت
ز مادر همه مرگ را زاده‌ايم
اگر آسمان بر زمين برزنى * وگر آتش اندر جهان درزنى سرانجام بستر بود تيره‌خاك * بپّرد روان سوى يزدان پاك به نام نكو گر بميرم رواست * مرا نام بايد كه تن مرگ راست « 1 »

مرگ از نظرگاه اسلام [ * ]

در نظر اسلام مرگ عبارت از جدايى روح از بدن انسان است ، برزخ ، زندگى محدودى است كه واسطه‌اى در ميان زندگى دنيا و حيات آخرت است به اين ترتيب كه انسان پس از مرگ مورد بازپرسى قرار مىگيرد و اگر نتيجهء اعمالش خوب باشد زندگى شيرينى در بهشت خواهد داشت و هرگاه محصول كارهاى او بد باشد زندگى تلخى در جهنّم در انتظار اوست .

به خاك سپردن ميّت

طبق سنن اسلامى پس از كسب اجازه از وصى ، نماز ميت را به جا مىآورند و مرده را به خاك مىسپارند ، و به زبان عربى به او تلقين مىگويند كه « يا عبد اللّه و ابن عبد اللّه ، اذ جاءك الملكان المقربان و يسئلونك من ربّك قل اللّه ربّى و محمد نبيّى و على امامى و القرآن كتابى ، اللّه حق و النبى حق و الكعبة حق و القرآن حق و الصراط حق و الحجة حق و النار حق و القبر حق و سؤال المنكر و النكير حق و البرزخ حق و الثوّاب حق و العقاب حق . » بعد مردم فاتحه مىخوانند و قبر را مىپوشانند و آبى بر آن مىپاشند و حاضران به خانهء مرده برمىگردند و تنها آخوندى براى تلاوت قرآن در كنار قبر باقى مىماند . راجع به مرگ و « اجل » چنان كه گفتيم پيشينيان سخنها گفته‌اند . در قرآن آمده است :
« لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
( سورهء اعراف آيهء 34 و سورهء يونس آيهء 49 ) .
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 35 تا 59 ( نقل به اختصار ) .