تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
نگاه مىداشته‌اند ، و هردوت نقل كرده است كه چون كمبوجيه موميايى امازيس ( مصر ) را بسوخت ايرانيان از او متنفر شدند ، در هر صورت اينها مطالبى است كه ارتباط به دورهء قبل‌تر از ساسانيان دارد . . . چنان كه مىدانيم پس از هخامنشيان و سلوكيدها ، گروهى از مردم آريايىنژاد با عنوان اشكانيان يا « پارت » در ايران سلطنت كردند و با آنكه دورهء سلطنت آنها در حدود 5 قرن به طول انجاميد . . . در شاهنامه فقط 24 بيت در حق آنها و كارهاى آنها ديده مىشود . . « 1 » » اگر تاريخ اساطيرى ايران را در شاهنامه مورد بررسى قرار دهيم جسته گريخته مطالبى كه نمودار طرز سوگوارى و كفن و دفن مردگان است به چشم مىخورد . پادشاهى در ايران با كيومرث آغاز گرديد و چون پسرش سيامك به دست ديو به قتل رسيد در شاهنامه مىخوانيم كه كيومرث پدرش :
چو آگه شد از مرگ فرزند ، شاه * از اندوه ، گيتى بر او شد سياه فرود آمد از تخت ويله‌كنان * زنان بر سر و دست و بازوكنان دو رخساره پرخون و دل سوگوار * دژم كرده بر خويشتن روزگار همه سربسر زار و گريان شدند * بر آن آتش سوگ بريان شدند خروشى برآمد ز لشكر به زار * كشيدند صف بر در شهريار همه جامه‌ها كرده پيروزه‌رنگ * دو چشمان پر از خون و رخ باده‌رنگ دد و مرغ و نخجير گشته گروه * برفتند ويله‌كنان سوى كوه
نشستند سالى چنين سوگوار . . . در خلال اين ابيات مىبينيم كه به رسم سوگوارى ، پادشاه از تخت پايين مىآيد و لشكريان بر در شهريار صف كشيده‌اند و به رسم عزادارى جامهء پيروزه‌رنگ پوشيده‌اند ، و زارىكنان به طرف كوهستان رهسپار شده‌اند و يكسال عزادارى كرده‌اند . در جاى ديگر شاهنامه مىخوانيم كه جانشين فريدون منوچهر بر تخت تكيه زده است و به مراسم دفن و كفن پدر مىپردازد :
منوچهر بنهاد تاج كيان * به بستش به زُنار خونين ميان به آيين شاهان يكى دخمه كرد * چه از زرّ سرخ و چه از لاجورد نهادند زير اندرش تخت عاج * بياويختند از بر عاج تاج به بدرود كردنش رفتند پيش * چنان چون بود رسم و آيين و كيش در دخمه بستند بر شهريار * شد آن ارجمند از جهان خوار و زار
هامش
( 1 ) . فرهنگ ايران‌زمين ، جلد بيست و يكم ، ص 30 به بعد .